تبليغاتX
برو بچه های آی تی 83
(طبقه قولی که یکی از دوستان داد یه سری از نامه های اون موقع ها رو میخواهیم فاش کنیم)

بسمه تعالی

با عرض سلام و احترام خدمت جناب آقای دکتر بلندی


با عرض سلام و احترام باستحضارمیرسانیم موارد زیر موجب نارضایتی ما از دانشگاه محل تحصیل مان است , خواهشمندیم به این موارد توجه فرمایید و در صورت امکان مسائل ذکر شده را بررسی فرمائید.
نخست اینکه , زمانیکه بازرس به دانشگاه اعزام می شود , بازرسان به همراه رئیس , معاون یا پرسنل دانشگاه وارد کلاسها می شوند در اینصورت هیچ دانشجوئی از ترس اینکه مبادا با فردی که مشکلات را بیان می کند برخورد شود, جرأت ابراز مسائل و مشکلات را ندارند و در اینصورت است که دانشگاه از خفقان موجود به نفع خود سود می برد.
دوم اینکه, دانشگاه به صورت خود محور بخشنامه هائی را در طول ترم بر روی تابلوی اعلانات نصب می کند و هنگام ورود بازرسان , پرسنل آموزش سریع آن بخشنامه ها را از روی تابلو بر می دارند این اتفاق در مورخ (9/3/85) که جناب بازرس , خانم نوازانی تشریف آورده بودند صورت گرفت.
اعلام نکردن بخشنامه هائی که به ضرر مالی دانشگاه است , مانند بخشنامه تخفیف 30% که هنوز هم از آن خبری نیست(فقط در دوره ثبت نام اخیر 10% برای دانشجویان ورودی 84 منظور گشته)سئوال ما اینست چرا بخشنامه فقط برای این گروه دانشجویان ورودی 84 و به میزان 10% تخفیف قابل اجرا بوده و برای بقیه ورودی ها اعمال نشده است.
استفاده از استادان کم تجربه و ناکامی دانشجویان در هر ترم به جهت بنیه علمی ضعیف و نداشتن قدرت بیان این اساتید و اصرارمداوم دانشگاه بر استفاده از آنها.
بارها دروسی با یک واحد عملی بر خلاف سیلابس درسی به دانشجویان ارائه شده و هزینه آن دریافت شده ولی واحد عملی ارائه نشده است و لذا استادان بر پایه یک تحقیق, مقاله یا ترجمه نمره عملی را منظور نمودند و همانطور که مطلعید تحقیق, ترجمه,... هزینه بر است و دانشجو علاوه بر هزینه واحد عملی که دانشگاه اخذ می کند و هیچ اقدامی در این راستا از طرف دانشگاه و استاد برای دانشجو صورت نمی گیرد ,مجبور به پرداخت هزینه اضافی می باشد.
دانشگاه در طول چندین ترم که ما دانشجو بودیم فقط به کمیت افزایش تعداد پذیرش دانشجو ,گرفتن امتیاز های مختلف برای دانشگاه و ارائه رشته های جدید توجه داشته و کمتر به مسائل کیفی و نحوه تدریس یا بالا بردن سطح علمی دانشجویان با استفاده از اساتید مجرب پرداخته است.
تا کنون دسترسی به سیستمی که بتوانیم مشکلات و نداشته های خود را منعکس کنیم ,نداشتیم و سعی در مذاکره با مسئولان دانشگاه در جهت رفع مشکلات داشتیم که نتیجه ای حاصل نشد امیدواریم به یاری خدا , مساعدت و بذل توجه جنابعالی گامی در راستای تحقق خواسته های ما برداشته شود.

با سپاس فراوان
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 4 مهر1386 و ساعت 23:32 |
با تلاش و وقت زیادی که دیشب گذاشتم تونستم آرشیو این وبلاگ رو

روبه راه کنم. تا قبل از این بعضی از مطالب در عنوانی قرار نگرفته بود و

کسی نمی تونست اون مطالب رو پیدا کنه. مگر اینکه در ماههای مختلف

جستجو می شد تا مطلب مورد نظر پیدا شود. تمامی مطالب از ماه آذر ۸۵

تا همین امروز هم دارای عنوان و هم دارای موضوع هستند. با این تغییرات

کمی وضعیت مطالب بهتر شد.

امیدوارم این کار مورد رضایت شما قرار گرفته باشه.

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در چهارشنبه 4 مهر1386 و ساعت 21:17 |

طنز هفته :

خدمات سايت ياهو در ايران سهميه‌بندي مي‌شود

به دليل افزايش استفاده از سايت ياهو براي ايميل در ايران و كاربردهاي غيراخلاقي از چت، روابط عمومي شركت ملي پالايش و پخش ارتباطات غيرراديويي اعلام كرد از اين پس هر كاربر ايراني كه حداقل يك ساعت در شبانه‌روز به شبكه اينترنت متصل باشد مي‌تواند از ياهو براي فرستادن حداكثر سه ايميل (يك ايميل كاري و دو ايميل خانوادگي) استفاده كند.

 حداكثر مدت استفاده از اينترنت در ايران براي هر فرد سه ساعت و چهل دقيقه مقرر شده كه با توجه به اين، كاربران مي‌توانند در بيشترين استفاده خود 9 ايميل از طريق سايت ياهو فرستاده و 22 دقيقه از سرويس مسنجر آن براي چت‌هاي اخلاقي و ارزشمند استفاده كنند.

شركت ياهو نيز در اقدامي براي استفاده بهينه ايرانيان با توجه به سرعت پايين اينترنت در ايران، كليه شكلك‌هاي غير ارزشي خود را حذف كرده‌است.

مدير بخش چت‌روم‌هاي خاورميانه‌ي ياهو اعلام كرد: ما ايراني‌ها را دوست داريم ;)

همچنين مدير شركت ملي پالايش و پخش ارتباطات غيرراديويي در گفتگوي بخش خبري 24 كانال يك برون‌مرزي ايران اعلام كرد: براي مديران دولتي  نيز با توجه به مسؤوليت خطيري كه دارند سهميه‌اي بيشتر از حد معمول در استفاده از سرويس ايميل، به‌ويژه مسنجر آن درنظر گرفته شده‌است.

اين در حالي است كه دبير شوراي آلي اطلاع‌رساني اين خبر را توطئه عده‌اي از بدخواهان اينترنت در داخل كشور اعلام كرد و گفت: كاربران ايراني مي‌توانند براي رهايي از محدوديت ياهويي مليت خود را در سايت ياهو به يكي از كشورهاي آفريقايي غيرهم پيمان با ايران از جمله گاميبيا، موسه سه كو، شيراوانا و سياهارا، اعلام كنند.

وي ادامه داد: كسي از ما و كارشناسان ما چيزي در اين باره نپرسيد و گرنه با اقدام ضربتی جوابشان را می دادیم.

در ضمن شركت پيشتاز چيني يانگ‌هونگ اعلام كرد ما حاضريم عين ياهو را براي‌ ايران درست كنيم كه براي خودش تايمر داشته‌باشد و طوري آن را ارائه كنيم كه كاربران ايراني نفهمند كه وارد ياهوي اصلي نشده‌اند

+ نوشته شده توسط ایلیا در چهارشنبه 4 مهر1386 و ساعت 17:55 |

 

پنج سوال که بهتره زن ها از مردها نپرسند

 

 

پنج سوال مهم در زندگی زناشویی
بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند!
چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!...

اين ۵ سوال عبارتند از

به چي فکر مي کني؟...
آيا دوستم داري؟...
آيا من چاقم؟...
به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟...
اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
براي مثال:

 

 

 

به چي فکر مي‌کني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: �عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي‌کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.�... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي‌کرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟


يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: �اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، درباره‌ش حرف مي‌زدم!�...

 

 

 

 

آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال �بله� است! و مردهايي که محتاط‌ترند مي‌تونن بگن: �بله عزيزم!�... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا مي‌کني؟
ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟... من؟!

 

 

 

آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين �نه! البته که نه!� و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نمي‌تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاق‌تر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه‌ات فکر مي‌کردم!

 

 


به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟
اون دختره� در اينجا مي‌تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: �نه! تو خوشگلتري!�... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه‌اي خوشگله!
ب) نمي‌دونم اينجور موارد رو چطوري مي‌سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي‌کردم!


 

اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟
جواب صحيح: �آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!�... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير مي‌بينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني‌تر باشه!...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي‌پرسي؟ اين سوال منو نگران مي‌کنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي‌کني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج مي‌کنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي‌کني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي‌کني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا�؟ لابد عکسهاي منو هم مي‌کني و عکسهاي اونو به ديوار مي‌زني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما� بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!
مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در چهارشنبه 4 مهر1386 و ساعت 1:17 |
یک عکس خاطره انگیز از دوران دانشجویی ما هستش.

بعد از این با خاطرات خوب بچه ها سعی می کنیم یاد دوران دانشجویی

خودمونو گرامی بداریم و اینکه هر کس هر زمانی که دوست داره به ما

اعلام کنه تا براش این فرصت رو ایجاد کنیم تا بیاد و مطالبش رو عنوان کنه

و هر کس بگه که الان مشغول چه کاری هستش و می خواد در آینده چه

کاری کنه؟

 

اما برای یه عده از دوستان هم قضیه کمیته انضباطی و مسیر شهسوار تا

ساری جای علامت سوال داره. این قول رو به شما میدم که در چند روز

آینده یک حقایق ناگفته ای از زبان یک نفر گفته خواهد شد.

پس منتظر باشید

 

اما بر روی ادامه مطلب برید و این عکس جالب رو ذخیره کنید.

یادش به خیر.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ایلیا در دوشنبه 2 مهر1386 و ساعت 23:44 |



وقتی یک نوشابه می‌خورید، چه اتفاقی می‌افتد؟

10 دقیقه بعد: 10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدن‌تان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم

شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی می‌گیرد و شیرینی‌اش را

خنثی می‌کند.

20 دقیقه بعد: قند خون‌تان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.

40 دقیقه بعد: حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمک‌های‌تان گشاد می‌شود، فشار خون‌تان بالا می‌رود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند. گیرنده‌های آدنوزین مغز حالا بلوک می‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگی جلوگیری کنند.

45 دقیقه بعد: ترشح دوپامین افزایش پیدا می‌کند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد می‌کنند، تحریک می‌شوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.

بعد از 60 دقیقه: اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی می‌چسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا می‌کند. میزان بالای قند خون و شیرین‌کننده‌های مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.

مدتی بعد: کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل می‌شود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیت‌ها نیز از دست می‌رود.

مدتی بعدتر: کم‌کم آن غوغایی که در بدن‌تان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک‌پذیر می‌شوید یا خیلی کرخت و بی‌حال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کرده‌اید؛ آبی که می‌شد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدن‌تان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین می‌رود و شما هوس یک نوشابه دیگر می‌کنید.


نوشابه‌خورترین ملت جهان

سرانه مصرف نوشابه‌های گازدار در ایران ۴۲ ليتر است. با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک می‌رسیم که ما در سرانه مصرف نوشابه‌هاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کرده‌ایم. برای این که بیشتر وحشت کنید، بد نیست بدانید که:

1) ميانگين مصرف نوشابه‌هاي گازدار در دنيا براي هر فرد 10 ليتر است.

2) در بيست سال اخير، مصرف نوشابه هاى گازدار در كشور، نزديك به ۱۵ درصد رشد داشته است.

3) در طی این بیست سال، مصرف شير و لبنيات، تنها حدود يك دهم درصد رشد كرده است.

4) سرانه‌ مصرف لبنيات در ايران كمتر از يك سوم استاندار جهاني است.

5) طبق آمار، ۹۰ درصد كودكان ۲۴ ماهه تا ۱۲ ساله کشورمان، روزانه حداقل يك بار پفك و نوشابه مصرف كرده‌اند.

6) 25 درصد از كودكان ايرانى به نوعی با سوءتغذيه دست‌به‌گریبانند.

7) یک‌سوم از مرگ‌ومیرهای کشور به علت بیماری‌های قلبي‌عروقي است كه یکی از عوامل اصلي بروز آن، تغذيه غلط است

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 2 مهر1386 و ساعت 0:39 |

جديدترين جمله هاي عاشقانه:

تو رو از کارت سِوختم هم بيشتر دوست دارم! حاضرم ليتر ليتر بنزِينم رو به پات بريزم
+ نوشته شده توسط در دوشنبه 2 مهر1386 و ساعت 0:18 |

به خاطر تخلفات اداری و اخلاقی:
فرزاد حسنی از تلویزیون اخراج شد

داشتم وب گردی می کردم که چشمم به این خبر افتاد و دیدم بد نیست که شما هم بدونید ( ولی اینو بگم که من هیچ اطلاعی از صحت این خبر ندارم )

بینندگان شبکه 3 سیما شب گذشته بامشاهده برنامه کوله پشتی از غیبت فرزاد حسنی مجری این برنامه مطلع شدند.
بنا بر اظهارات منابع آگاه، فرزاد حسنی به دلیل تخلفات متعدد اداری و اخلاقی در سازمان صدا و سیما از تلویزیون اخراج شده است.
تصمیم اخراج فرزاد حسنی هفته گذشته در جلسه هماهنگی مدیران سیما گرفته شده و به خود او هم ابلاغ شده است.
با اطلاع مسئولین سازمان از تخلفات متعدد اخلاقی حسنی در زمان تحصیلش در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی و در شهرهای مختلف از جمله اصفهان و نیز جشن هنر اهواز و شکایت های مردمی، تصمیم به اخراج او گرفته اند.

به نظر می رسد علاوه بر موارد یاد شده، افزایش نارضایتی مردم متدین ایران در سراسر کشور در خصوص ظاهر نامناسب حسنی و رفتار ناشایست او در رسانه ملی به خصوص در برخورد با سردار رادان،فرمانده نیروی انتظامی تهران، در اتخاذ این تصمیم بی اثر نبوده است.
علی رغم این اقدام به موقع و سنجیده مدیران سازمان صدا و سیما، ادامه همکاری فرزاد حسنی با شبکه رادیویی جوان و حمایت های شدید مدیر این شبکه از او از جمله مسائلی است که با توجه به تخلفات سنگین حسنی، ضرورت اقدام شایسته و به جا برای جلوگیری از حضور او در این شبکه را می طلبد.
+ نوشته شده توسط در دوشنبه 2 مهر1386 و ساعت 0:16 |
     Iceman  نامي مستعار براي سارق شناسه‌ي كاربران

 

مقامات فدرال روز گذشته اعلام كرده‌اند كه مردي با نام مستعار Iceman كامپيوترهاي موسسه‌هاي مالي را هك كرده و موفق شده است اطلاعات كارت‌هاي اعتباري و كارت‌ شناسايي ده‌ها هزار كاربر را به دست آورد.

اين هكر 35 ساله با نام مكس ري باتلر از سانفرانسيسكو، به دليل ارتكاب جرايم گوناگوني متهم شناخته شده است. برآورد مي‌شود كه مجازات سنگيني در انتظار اين هكر باشد و اگر تمامي جرايم وي ثابت گردد و شواهد جرم وي را ثابت كنند، احتمال دارد اين مجازات تا 40 سال زندان و 1.5 ميليون دلار جريمه‌ي نقدي باشد.

وي پيش از اين نيز به دليل ربودن بيش از 100 كارت اعتباري دستگير شده بود.
مقامات گفته‌اند مكس باتلر وب سايتي داشته كه در آن ميليون‌ها كارت اعتباري دزديده شده را در اختيار كاربران قرار مي‌داده و نيز اطلاعات كارت‌هاي اعتباري ربوده شده را به صورت غير قانوني در دست‌رس ديگران قرار مي‌داده است.

مكس باتلر در روز 5 سپتامبر دستگير شده و هنوز مجازات وي اعلام نگرديده است.
اكنون اين هكر در بازداشت‌گاهي در كاليفرنيا است. گزارش‌هاي دقيقي در دست نيست كه نشان دهد محاكمه‌ي مكس باتلر در چه تاريخي انجام خواهد شد.

يكي از اتهامات اين هكر ارسال نامه‌هاي الكترونيكي به كاربران براي خريدن كارت‌هاي اعتباري سرقت شده و فروش آنها به بهاي چند صد دلار است.

بر اساس شكايت‌هايي كه از اين هكر شده است، اطلاعاتي از فعاليت‌هاي غير قانوني مكس باتلر به دست آمده. به عنوان مثال كاربري اعلام كرده است كه ده‌ها هزار كارت از باتلر دريافت كرده است. در مداركي كه از اين هكر به دست آمده نشان داده شده كه وي از نام مستعار Iceman استفاده مي‌كرده است.

برخي از شاهدان گواهي داده‌اند كه اين هكر براي استفاده از شبكه‌ي بدون سيم به هتلي مراجعه مي‌كرده و كارهاي غير قانوني خود را آنجا انجام مي‌داده است. وي از آن مكان موسسات مالي را هك كرده و موفق شده است اطلاعات محرمانه‌ي بسياري از كاربران را به دست آورد.

افزون بر اين يكي از شاهدان گفته است كه باتلر كامپيوترهاي پنتاگون، برخي بانك‌هاي بزرگ و كامپيوترهاي كاركنان دولت را هك كرده است.
كارشناسان هنوز نمي‌دانند كه كدام كارت‌هاي اعتباري دزديده شده فروخته شده يا از آنها چه استفاده‌يي شده است، اما آنان قصد دارند بدون اتلاف وقت به صاحبان كارت‌هاي اعتباري اين خبر را داده و آنان را از بروز مشكلات احتمالي با خبر سازند


 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ایلیا در دوشنبه 2 مهر1386 و ساعت 0:0 |

 

دیوی که می خواست زن بگیرد!

 

روزی روزگاری در سرزمین هایی نه چندان دوردست دیوی زندگی می کرد به نام ?تهران?. دیو قصه ی ما در زشتی و بد بویی و ترسناکی نظیر نداشت. بوی دود و کثافت از چند کیلومتری او به مشام می رسید. صدای فریاد ها و عربده هایش گوش ها را می آزرد. هیچ موجودی از ترسش خواب نداشت ولی چون ثروتمند بود طمع مردمان را برمی انگیخت. پیر و جوان و زن و مرد از دورافتاده ترین شهر ها و روستاها به سویش کوچ می کردند تا کمی از ثروتش را به چنگ آورند. اما ?تهران? ترسناک تر از این حرفها بود که بشود از صندوق جواهرات بی نظیرش چیزی دزدید. هر کس نزدیکش می شد در دامش می افتاد و باید تا آخرین ثانیه های عمرش را برای دیو کار می کرد و جان می کند... تازه ترسناکی و بدبویی ، یک طرف خصوصیات ?تهران? بود...
آنقدر زشت بود و بد ترکیب که هیچ دیوی حاضر به ازدواج با او نمی شد. چند بار به خواستگاری ?برلین? و ?مسکو? و ?لندن? رفته بود ولی همه به او جواب سر بالا می دادند. (چون دماوند - پدر تهران - زمینگیر شده بود و از طرفی وجدانش اجازه نمی داد هیچ دیوی را در دام بچه ی نا خلفش بیاندازد ،اجازه داده بود که تهران با ?کرج? و ?ری? - خواهر و مادر تهران- به خواستگاری بروند.) خلاصه در هر خانه ای را می زدند حرف از خواستگار های دیگر به میان می آمد و اینکه : نیویورک و پاریسخیلی خوشتیپ تر و باکلاس تر از تو هستند!
گذشت و گذشت تا اینکه خاله اصفهان به او پیشنهادی داد : جراحی پلاستیک!

تهران سر از پا نمی شناخت. خیلی خوشحال بود. از خوشحالی در اقصا نقاط هیکلش مراسم پایکوبی برگزار بود! (تازه با سرویس ایاب و ذهاب!!) باید جراحی پلاستیک می کرد و خوشگل می شد. خرجش هم کم نبود ولی آنقدر ثروت داشت که این مبالغ هنگفت برایش اهمیتی نداشته باشد. از کجا باید شروع میکرد؟ در اولین نگاه می شد جواب این سوال را گرفت : دماغ!
بعد از کلی پرس و جو آدرس دکتری را گرفت که دماغ ?تورنتو? را عمل کرده بود. خود تورنتو هم وقتی با تهران صحبت می کرد ، عجیب به دماغش می نازید!


خلاصه خودش را سپرد به تیغ جراحی . دکتر قول داده بود 3-2 ساله کار را تمام کند و یک دماغ خوشگل و قلمی برایش بسازد ولی 6 سال بود که کار ادامه داشت . پول زیادی هم از جیب تهران رفته بود و هنوز هم باید می رفت. هر روز از دکتر قول می گرفت که : ?تا یه ماه دیگه باید تموم بشه ها!? و دکتر هم سبیل گرو می گذاشت که : ?حتما? ولی ...
دیگر از خوشگل شدن دماغش نا امید شده بود. ماجرای دماغ آنقدر طول کشید که تهران پیر شد و چین و چروک بر چهره اش نمایان. اگر بهترین دماغ دنیا را هم به او می دادند، کسی به غلامی ش نمی پذیرفت چه برسد به حالا که یک دماغ زشت و ناقص روی صورتش خودنمایی می کرد. خسته شده بود. دیگر به کار کسی کار نداشت. افسرده بود و رنجور. آرزوی مرگ می کرد. زن می خواست ولی نمی دادند! نمی توانست کاری کند. گوشه کنایه ها آزارش می داد. کارش شده بود آه و ناله. داشت مریض می شد. اوضاعش به هم ریخته بود. صاحب نداشت. خر تو خر شده بود! آنقدر بی تفاوتی و کم محلی دید که بیمار شد. اوایل فقط تب بود. داغ می شد. خیلی داغ. بعد مدتی لرز هم گرفت. یکبار آنقدر لرزید که ...
     مُرد!

+ نوشته شده توسط ایلیا در یکشنبه 1 مهر1386 و ساعت 14:31 |