تبليغاتX
برو بچه های آی تی 83
یک کلیپ زیبا از یک ماشین که مثل فنر میپره !
 
PersianMob.Net






شاید تاحالا دیده بودید که مثلا با دست شکل حیوانات و یا ادم ها رو در تاریکی بر روی دیوار در می آوردند ولی این بار در این کلیپ چند آدم حرفه ای در جایی تاریک بر روی دیوار تیاتر بازی میکنند !
PersianMob.Net


 

 

بقیه دانلودها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ایلیا در یکشنبه 30 دی1386 و ساعت 1:8 |

سلام به همه 83 اي ها

نمي دونم كه چرا پست ايليا من رو وادار كرد كه يه مطلب بزارم اون هم بعد چند ماه كه از آتي 83 به دور بودم

روزگار جالبي رو طي نمي كنيم جو زندگي همه داره روز به روز عوض مي شه اين همه طبیعيه نمي دونم ولي احساس مي كنم كه شايد شروعي مجدد باشه

اون زمان كه من و اهورا آيتي 83 رو راه انداختيم فكر نمي كردم به انقدر گسترده بشه و مخاطب هاي زيادي پيدا كنه ولي با كمك دوست خوبي به نام  ايليا كه برا من يه دوست خوب دوران تحصیل هست تونستيم كه آيتي رو گسترش بديم الان كه اين پيشرفت رو مي بينیم مغرور مي شيم به خودمون نه به خاطر وبلاگ به خاطر اينكه دوستي خوب به نام ايليا دارم به دوستي باهاش افتخار مي كنيم همه مون

ايليا خيلي خوب اين كار رو انجام داد و روي من رو سفيد كردش.درسته يه مدته كه از هم دور افتاديم ولي دلامون خيلي به هم نزديكه هميشه براش آرزوي موفيت مي كنم و دوستش دارم مثل داداشم

دلم هم براش خيلي تنگ شده .....

يادش بخير چه خاطرات خوبي داشتيم آخرین بندري رو تو فرحبخش زديم .....

بذارد كه خاطرات شيرینمون دست نخورده بمونه و بيشتر چيزي در موردش نگم

ماه بهمن نزديكه من خاطرات خوبي از اين ماه دارم تو همن ماه هم متولد شدم از اسم بهمن هم خوشم مياد ..نمي دونم چرا اين رو گفتم !

بگذريم .

دارم آماده مي شم كه برگردم گرچه بايد از داش گلم ايليا خان رخصت بگيرم .. رخصت ...؟

 

+ نوشته شده توسط ضحاک در شنبه 29 دی1386 و ساعت 22:52 |
عکس های آدم برفی دو تا از بچه های آیتی و دو عکس از مناظر برفی

برای دیدن این عکسها به ادامه مطلب سر بزنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ایلیا در شنبه 29 دی1386 و ساعت 22:14 |

معرفی جدید ترین گوشی:

 موتورلا Z10

ترجمه توسط تیم سایت ایران-ایران

 

موتورولا گوشی جدید موزیک خود، Rokr E8 را در اواخر روز یکشنبه در نمایشگاه مصرف کنندگان محصولات الکترونیکی در لاس وگاس به همراه یک گوشی فیلمبرداری دوبل مدل Moto Z10 عرضه نمود.

بقیه اطلاعات در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ایلیا در جمعه 28 دی1386 و ساعت 1:9 |

ماجراي فرودگاه امام خميني (ره)

 و توهم 20 ميليون گردشگر

در فاصله حدودا 30 کيلومتري جنوب تهران در يک انشعاب از اتوبان تهران- قم؛ تابلوي کوچکي جلب توجه مي‌کند که شما را به سمت مهم‌ترين فرودگاه بين المللي ايران هدايت مي‌کند.
زماني دولتمردان ايران با علم به پتانسيل‌هاي گردشگري و موقعيت جغرافيايي خاص اين مرز و بوم و امکان به وجود آوردن مرکز ترانزيتي پروازهاي شرق و غرب و همچنين با توجه به قرار گرفتن فرودگاه مهرآباد در محدوده شهر تهران؛ طرح ساخت فرودگاهي درخور نيازهاي توسعه کشور را در نقطه‌اي در منطقه جنوبي تهران در دستور کار خود قرار دادند.
سال‌ها گذشت و اين فرودگاه که قرار بود تبديل به يک افتخار براي کشور ما بشود؛ پس از طي فراز و نشيب‌هاي بسيار؛ سرانجام به بهره برداري رسيد و به نام بنيانگذار يکي از باشکوه ترين انقلاب‌هاي قرن بيستم؛ امام خميني (ره) نامگذاري شد.
در واقع قرار بود اين فرودگاه نقشي بسزا در معرفي تمدن و توانايي‌هاي ايران امروز به هر فردي که قصد ورود يا خروج از ايران را از مجراي پايتخت دارد، عهده دار باشد.

 اما... تنها بارش يک برف سنگين زمستاني باعث خلق صحنه‌هايي در اين مکان شد که آرزوهايمان را بر باد رفته حس كنيم.

موضوع از اين قرار است که با ورود يک جبهه هواي سنگين که خوشبختانه با پيش بيني و هشدار به موقع سازمان هواشناسي کشور همراه بود؛ تمامي سازمان‌هاي مسئول در کشور؛ خود را آماده استقبال از اين برکت الهي کردند.
مطابق پيش بيني؛ تعداد زيادي از پروازهاي فرودگاه‌هاي کشور هم لغو شدند، اما ظاهرا مديريت فرودگاه‌ها و در راس آنها فرودگاه امام (ره) به عنوان مهم‌ترين فرودگاه ايران؛ در زماني که مديران ديگر دستگاه‌ها با تمام توان مشغول برنامه‌ريزي براي گذر از اين شرايط اضطراري بودند؛ در خواب غفلت به سر مي بردند. نتيجه اين غفلت؛ سرگرداني هزاران مسافري بود که هماهنگ با برنامه‌هاي پرواز خود راهي فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) شده بودند.
در طي سه روز افزون بر يکصد پرواز ابطال شد و مسافرين اين پروازها؛ بدون دريافت هيچ پاسخ مشخصي در محوطه فرودگاه به امان خدا رها شدند.
شما در طي اين چند روز اگر گذارتان به اين فرودگاه مي‌افتاد تنها با سه دسته از نيروهاي مستقر در فرودگاه مواجه مي‌شديد. دسته اول مامورين انتظامي بودند که بسيار فراتر از وظيفه خود و با صبري تحسين برانگيز به ارائه خدمات به مردم سرگردان مشغول بودند. دسته دوم نيروهاي اطلاعات پرواز بودند که بي اطلاع از همه جا تنها تلاش مي كردند با يک لبخند گرم از فشار موجود بر مراجعه کنندگان به اين فرودگاه بين المللي بکاهند و دسته سوم کارمندان رستوران‌ها و کافي‌شاپ‌هاي فرودگاه بودند که به شکلي خستگي ناپذير درگير سير کردن مسافران گرسنه‌ي در راه مانده، بودند. قيمت يک ليوان چاي 600 تومان ناقابل بود. تازه اگر در روز سوم چاي وجود داشت و گرنه بايد به صرف کاپوچينو و ... به حساب جيب خودتان ميهمان مي‌شديد.


در آن شرايط با كسي برخورد کردم که سه شبانه روز بود که در اين فرودگاه گير افتاده بود و افزون بر يکصد هزار تومان براي سير کردن شکم خود و مسافرش هزينه کرده بود.
راستي مگر نه اين است که تامين امکانات اوليه موردنياز براي حيات و پرداخت هزينه افراد در راه مانده بر عهده بيت المال است؛ پس چگونه است که تقريبا تمامي کساني که در اين مدت طولاني در فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) گرفتار بدي شرايط جوي و بي‌برنامگي مسئولان فرودگاه شده بودند؛ به ناچار شب‌ها را بر روي تکه‌اي کارتن به صبح رسانده و براي تامين مواد غذايي ميهمان جيب خود بودند!
در آن‌جا با صدها نفر برخورد کردم که از يک شبانه روز تا سه سه شبانه روز را در فرودگاه به اين وضع اسف‌بار سپري کرده بودند.
با خانمي مواجه شدم که از ته دل گريه مي کرد و مي گفت:" پس از 30 سال که عازم وطن شدم در اين جهنم گرفتار آمدم. سه روز است در فرودگاه گير افتاده‌ام و هيچ کس نيست که به من بگويد چه وقت عازم مي‌شوم. اگر  فردا عصر سر کارم نباشم کارفرمايم اخراجم مي‌کند. حداقل به من زماني را بگوييد تا بتوانم مرخصي‌ام را تمديد کنم" و البته واقعا کسي جوابگوي او نبود.


در 10 ساعتي که  در فرودگاه بودم؛ هيچ کس را به جز آن سه دسته نديدم که به مردم خدمات رساني کنند؛ نه کارمندان خطوط هوايي؛ نه مدير و کارمندان ترمينال و نه مديريت محترم فرودگاه امام خميني (ره).
هرگز حال آن پيرزن آذري زبان را فراموش نمي‌کنم که تنها و درمانده بيرون در اطاق کمکهاي اوليه بر روي يک برانکارد و پس از انجام يک عمل جراحي ترميم شکستگي لگن، به حال خود رها شده بود. همراه او درگير انجام کارهاي اداري لازم بود.اما نه پزشکي و نه پرستاري در اين فرودگاه که مي‌توانست در اولين برخورد مايه کسب آبرو باشد؛ وجود نداشت که به داد اين پيرزن برسد.
در آن‌جا با مسافراني مواجه شدم که بعضا پس از گذراندن 12 ساعت ملال آور در داخل هواپيما؛ آن‌هم بدون هيچ امکانات اوليه‌اي مانند پتو و ... به سالن فرودگاه بازگردانده شده بودند و تازه اين آغاز يک انتظار طولاني بود.
در همان مدت چند هواپيما از زمين بلند شدند؛ يکي ساعت 4 صبح؛ ديگري 9 صبح و ... هرچه کردم با توجه به شرايط موجود نتوانستم رابطه مشخصي بين پرواز هواپيماها و شرايط جوي و محيطي موجود پيدا کنم.
در همين احوال بود که با يکي از دوستانم در يکي از واحدهاي ويژه جمعيت هلال احمر تماس گرفتم و از او جوياي دليل عدم حضور نيروهاي امدادي در فرودگاه شدم. پاسخ مشخص بود:"ما آماده ايم اما يک نفر از مقامات مسئول فرودگاه بايد به ما اعلام بحران کند تا ما در محل حاضر شويم" و هرچه گشتم بر خلاف سال‌هاي قبل؛ هيچ مقام مسئولي را در آنجا پيدا نکردم.
وقوع شرايط نامتعارف جوي در هر مکاني مي‌تواند موجب ايجاد موقعيت اضطراري بشود. در اين مورد بر کسي ايرادي وارد نيست؛ اما آنچه در اين بين غيرقابل قبول است عدم حضور مسئولان در صحنه بحران؛ سوء مديريت ايشان و عدم استفاده از امکانات موجود است؛ چيزي که در حد نهايت شاهد وقوع آن در فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) بوديم.

راستي واقعا چه اتفاقي مي‌افتاد اگر مديريت محترم فرودگاه امام خميني (ره) با اعلام بحران موجود به ستاد بحران و از طريق يکي از سازمان‌هاي امدادي مانند جمعيت هلال احمر تعدادي پتو و چاي و احيانا غذايي ساده را براي اين مردم در راه مانده فراهم مي کرد؟
راستي چه اتفاقي مي‌افتاد اگر ايشان با فراخواندن نيروهاي تحت اختيار خود؛ به جاي پنهان شدن پشت درهاي محکم اطاق‌هاي گرم و نرم خود؛ به ارائه خدمات به مردم درمانده مي پرداخت؟
هرگز از ياد نمي‌برم رفتار شهيد باکري را که در زمان تصدي مسئوليت شهرداري اروميه؛ زماني که هنگام وقوع يک سيل؛ بيل به دست گرفت و در کنار نيروهاي تحت اختيار خود به خدمت رساني به خلق خدا مشغول شد.
با مواجه شدن با اين صحنه‌هاي خجالت بار که تنها معلول سوء مديريت حاکم بر فرودگاه امام خميني (ره) هستند؛ حتما حال من را به عنوان يک ايراني مسلمان و به عنوان يک کارشناس گردشگري که در آرزوي تحقق آرزوي بزرگ 20 ميليون گردشگر ورودي براي سال 1404 هجري خورشيدي قرار دارم؛ درک مي‌کنيد.
راستي واقعا در زماني که ما تنها از عهده جمع و جور کردن يک فرودگاه بين المللي آن‌هم با آمار پرواز حداکثر 60 پرواز خروجي در شبانه روز؛ در شرايط برفي برنمي آييم؛ صحبت کردن از توسعه گردشگري و تجارت و تبديل شدن ايران به قطب بزرگ اقتصادي منطقه خاورميانه غيرقابل باور  به نظر نمي‌آيد.
آنچه در اين گزارش ذکر شد؛ تنها گوشه اي بود از ذکر مصيبت کساني که با پرداخت هزينه‌هاي گزاف؛ لايق دريافت خدماتي شايسته از فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) در کشور جمهوري اسلامي ايران بودند.


طبعا واکنش مسئولين محترم در صورت انتشار اين گزارش مشخص است؛ توجيه و کوچک‌نمايي مشکلات موجود در اثر سوء مديريت خود.
در اين مورد لازم مي دانم تصاوير ضبط شده توسط دوربين هاي مدار بسته فرودگاه امام خميني (ره) از کارتن خوابي چند شبانه روزي مسافران اين فرودگاه؛ غيبت و يا حضور ناکافي مديران و پرسنل مسئول در فرودگاه و خطوط هوايي و شهادت هزاران نفري را که در اين ناکجا آباد به امان خدا رها شده بودند به عنوان شاهد گزارش خود بگيرم

روایتي ديگر :

یكی ازمسافران از امكانات رفاهی و خدماتی فرودگاه امام خمینی (ره) انتقاد كرده و آورده است: آقا شما را به خدا، دو كلمه درباره این فرودگاه امام كه هیچ امكاناتی ندارد، بنویسید.

من مسافر ساعت 7 صبح روز چهارم ژانویه دبی بودم كه ساعت 5 صبح به خاطر برف شدید و بالا نرفتن ماشین از خیابان با شیب تند، مجبور شدم دویست متر از راه را با بار و بنه و دو بچه خردسال، پیاده آن هم مثل مرده‌های از گور گریخته بروم و خود را به فرودگاه برسانم، اما پس از این همه بدو بدو، بدون برنامه، به ما كارت پرواز دادند و سپس تا ساعت 7 شب، ما را گرسنه نگه داشتند دریغ از یك ساندویچ خالی، به علت ازدحام جمعیت ساندویچ چهار سوپر تمام شد و گفتند پرواز كنسل شده، بروید خانه‌هایتان.

و این تازه اول راه است؛ با این اوضاع دریغ از یك تاكسی، آن هم در این سرما و دو بچه و اثاثیه و ... خلاصه پنجاه هزار تومان دادیم تا میدان آزادی برسیم؛ وسط برف و سرمای وحشتناك پیاد‌ه‌مان كرد. خدایا، این بچه‌ها كه ذات‌الریه كردند! حال بگویید فرودگاهی كه آن هم وسط یك بیابان ساخته می‌شود، رستوران، هتل سرویس مرتب رفت‌و‌آمد نمی‌خواهد؟

مگر این رانندگان تاكسی، خانه خاله است تا كمی هوا پس افتاد، غیبشان بزند و مسافران بدبخت را به حال خود رها كنند؛ تازه دو روز بعد هم به‌رغم یك روز آفتابی، خوب همه هواپیماها در هم پیچیده بودند؟
جای تأسف است كه كل این فرودگاه، دو تا ماشین حمل هواپیما ندارد؛ محض رضای خدا فكری به حال این كار نسنجیده كنید

 

مقايسه اين مساله در کشورهاي ديگر از زبان يکي از هموطنان ما

مدتی پیش مسافرین تایلند - منجمله بنده - در فرودگاه دبی 6 ساعت معطل شدند ( بعد فهمیدیم تایلند کودتا شده!) و هواپیمایی امارات گفت اگر تاخیر به هشت ساعت برسد طبق مقررات بین المللی کل پرواز را کنسل می کنیم و همگی شب را در هتل مهمان ما هستید. ما هم که حسابی خسته شده بود و تا آن لحظه دعا می کردیم پرواز راه بیفتد بلافاصله تغییر دعا داده! و از خدا خواستیم تاخیر به هشت ساعت برسد! البته با کمک کودتاچیان تایلندی دعایمان مستجاب شد و یکروز و نیم در هتل رزیدنس دبی( با پذیرایی شاهانه!) اطراق کردیم!
با مینی بوسهای شش نفره و مجهز به هتل منتقل شدیم . در آنجا هر مسافر یک اتقاق بزرگ و لوکس با تخت دو نفره به علاوه تمام امکانات لازم را داشت. تلفن هم در اختیارمان گذاشتند تا به هر جای دنیا که بخواهیم زنگ بزنیم و وضعیتمان را شرح دهیم. به محض ورود به هتل هم گفتند که اگر کسی مشکل جسمی دارد بگوید تا حمایت پزشکی بشود .بوفه و رستوران هتل بطور 24 ساعته و با انواع و اقسام خوراکی ها در خدمت مسافرین بود و خدمه آنجا هم واقعا خدمتگزار مهمانهایشان بودند. با اینکه هواپیمایی امارات در تاخیر پیش آمده اصلا مقصر نبود ولی با اینحال چندین بار از ما عذرخواهی کردند راستش را بخواهید آن یک شبی که هواپیمایمان تاخیر داشت به لطف هواپیمایی امارات و مسئولین فرودگاه و هتل اماراتی خیلی بیشتر از خود تایلند به ما خوش گذشت! در همان شش هفت ساعتی هم که در فرودگاه بودیم هواپیمایی امارات به ما ژتونهایی را داد که با آن دو وعده غذای گرم و بسیار عالی میل کنیم
 ضمنا بنده به عنوان یک ایرانی و با بلیط درجه سه مسافر آنها بودم .

 

عکسهای آوارگی مردم در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه 27 دی1386 و ساعت 0:4 |

سلام. روز سرد زمستانی تان بخیر. قبل از هر چیز ایام عزاداری سید و سالار شهدا امام حسین رو به همه عاشقان حسینی تسلیت میگم.

هدفم از این نوشته بیان مسائلی هست که نیک دیدم در این زمان بنویسم.

 

اول از هر چیز به 8 نفری که در امتحان جامعی که در آبان برگزار شد قبول شدند تبریک میگم. موفقیت این عزیزان مارو هم خوشحال کرد. امیدواریم در ادامه راهشون هم با پیروزی گام بردارند.

دفترچه های علمی کاربردی هم آمد. ولی متاسفانه کارشناسی ناپیوسته آیتی در هیچ شهری وجود نداره و همه بچه ها رو ناراحت و در بلاتکلیفی گذاشت. خیلی از بچه ها بالاجبار مجبور خواهند بود در صورت علاقه به ادامه تحصیل در رشته نرم افزار بخت خودشونو آزمایش کنند.  البته یک راه میانبر برای ما اینه که در کارشناسی پیوسته شرکت کنیم و اگر قبول کردند واحدها رو تطبیق بدهیم. این کار رو هم پیام نور همین الان انجام می دهد. امتحان پیام نور در خرداد 87 قرار است برگزار شود و دفترچه های آن در اسفند در واحدهای پستی موجود خواهد بود.

 

اما در مورد وبلاگ و فعالیت خودم هم باید عرض کنم که قرار بود که فعالیت یکساله ای در اینجا داشته باشم ولی به دلیل اینکه شرایط از نظر آمار بازدید تا حدودی مناسب بود بهتر دیدم تا جایی که به ته خط نرسیدیم ادامه بدهم. حجم کار بسیار بالا بود. هر چند که کار انفرادی نمی تواند جوابگوی این وبلاگ باشد. انتقادات ار وبلاگ هم کم نبود و من همه انتقادات رو علنی قبول کردم و دارم. هیچ گله ای هم از عزیزانی که مارو تنها گذاشتند ندارم. الانم از همه دوستان تقاضا دارم اگر واقعا امکانش هست به ما کمک کنید. ایرادات کار و ضعف های مارو ببینید و گوشزد کنید. متاسفانه عده ای از دوستان احساس می کنند که من مالک و متولی اینجا هستم و اینجا رو به چنگ و تصرف خودم در آوردم. اگر کسی همچنین احساسی داره من با آغوش باز اینجا رو تحویل می دهم. چرا باید همکاری و همدلی ما از بین بره. همه ما می دونیم که وبلاگ هم عمری داره و مثل عمر آدمی روزی تموم میشه ولی حداقل کاری که می تونیم بکنیم اینه که قدری مسئولیت پذیرتر باشیم. چرا نباید بتونیم یک گروه خوب رو تشکیل بدیم. چرا نباید مثل سابق کار کنیم. دانشگاه تموم شده که شده. مگه قرار بود فقط موضوعات از دانشگاه باشه. من تقاضام اینه که بیشتر انتقادپذیر باشیم. بیشتر به هم نزدیک باشیم تا بدونیم این حرفها از روی دلسوزی است نه چیز دیگه. به هر حال این نکته رو هم باید بیان کرد که سلب مسئولیت راحت ترین کار ممکنه است.

در خاتمه : منتظر اعلام همکاری دوستان هستم. چه می خواد کمک فکری باشه چه همکاری های گروهی در هر مسئله ای. ضمن اینکه الان بهترین فرصت هست برای ارتقای سطح کیفی مطالب. چرا که بازدیدهای ما روزانه بالای 100 هست و با کمک های گروهی می تونیم روی هم کیفیت و هم کمیت کار کنیم.

اما در پایان باید بگم که من تا پایان فروردین 87 می تونم همکاری کنم و بعد از اون دیگه فرصتی برای همکاری نیست و عطای آنرا به لقایش می بخشیم.

پس اگر واقعا هنوز نسبت به آیتی تعصبی دارید بیایید دوباره همکاری ها رو شروع کنیم.

خطاب به همه ی نویسندگان قبلی

 

ایلیا

 

 

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در چهارشنبه 26 دی1386 و ساعت 22:50 |
دانشجویان با چه سر و وضعی به دانشگاه می روند و چی می شوند موضوع این مطلب ماست

به ادامه مطلب سر بزنید و این کاریکاتورهای زیبا رو ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ایلیا در دوشنبه 24 دی1386 و ساعت 23:42 |

سیاست یعنی :بری یک دوست دختر پیدا کنی که تولدش ۳۰ اسفند باشه تا مجبور نشی هر سال براش بیفتی تو خرج

سیاست یعنی:یه زن بگیری که روز تولدش با روز زن و مادر یکی باشه تا اینجوری با یک کادو سه تا نشون بزنی

سیاست یعنی:یه هفته قبل از والنتاین به خاطر یه چیز الکی مثه رنگ موی جدید دوست دخترت باهاش قهر کنی و یه هفته بعد هم باهاش اشتی کنی...

سیاست یعنی:همزمان ۴۵ تا دوست پسر داشته باشی تا هر سال روز تولدت واست جشن عاطفه ها راه بندازن...

سیاست یعنی: ان تا دوست پسر داشته باشی برای مناسبتهای مختلف شامل:دوست پسر قلدر برای زدن پوز پسرای اویزون....دوست پسر خوشتیپ برای زدن پوز دوستای دختر این و اون.....دوست پسر خوشگل در نقش ویترین برای زدن پوز هر چی دختر توی خیابون ...دوست پسر پولدار برای رفتن رستوران و پاساژ....دوست پسر خرخون برای روزای سخت امتحان...دوست پسر سوسول و مامانم اینابرای خالی کردن عقده های خود دیگران محبت کم بینی...دوست پسر احمق و کم ظرفیت و جو زده برای روز مبادا و ازدواج...

سیاست یعنی:بری یه دختر جوون بگیری که مامانش هم بیوه باشه .مامانه باشه برای روز مبادا...

سیاست یعنی:بری ۶۰ تا کارت تولد بخری که روش نوشته باشه فقط تورو دوست دارم...

سیاست یعنی:یه دختر پولدار و خنگ و تک دختر که بطور کاملا پیش بینی شده باباش هر دوتا پاش لب گور باشه و فقط تلنگر بخواد....

سیاست یعنی:با ماشین دامادتون و موبایل دوستتون و کفشهای دست دوم عموتون که از خارج فرستاده و شلوار پسر داییتون و عینک قرضی از مغازه نوه خواهر داییتون بری مخ دختر پولدار دانشگاهتون رو بزنین...

سیاست یعنی:برین با رییس بسیج دانشجویی دانشگاهتون بریزین روی هم و رفیق فابریک هم بشینتا موقع تنگ دستی واستون امدادهای غیبی اجرا کنه

سیاست یعنی:با مدیر گروهتون  تیریپ معرفت بریزین ..دعوتش کنین پارتی و مهمونی تا موقع امتحانا یه حالی بتون بده.....

سیاست یعنی:جزوتو اینقدر بدخط بنویسی که حتی خود سومریها هم نتونن بخونن چه برسه به اینکه بقیه همکلاسیا بخوان قرض  بگیرن ازت..

سیاست یعنی:همیشه دیر بیای سر کلاس تا یه بهونه داشته باشی از دخترای کلاس جزوه بگیری

سیاست یعنی:همیشه توی سرویس دو تا جا بگیری تا بتونی اون یکی جا رو بدی به یه دختر خوشگل و خوشتیپ

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 23 دی1386 و ساعت 23:41 |

دخترا اصلا اين کارا رو نميکنن


۱.دخترا اصلا بيني ها شون رو عمل نمي کنن

۲. هيچ وقت موهاشون رو طلايي نمي کنن مادر زادي مش شده است

4. هيچ وقت به هم ديگه چپ چپ نگاه نمي کنن واز حسودي نمي ترکن

5. تمام طلا جواهراشون اصل اصله

6. هرگز قبل از ازدواج ابر هاشون رو بر نمي دارن عمرا بردارن کي گفته بر مي دارن نه بابا بر نمي دارن که مرتبش مي کنن

7. بي اجاز ه بابا مامان هيچ وقت بيرون نمي رن

8. به بهانه کتابخونه يا درس خوندن با دوستشون که با يه پسر نمي رن بيرون باورکنين

9. انقدر خواستگار دارن که نمي دونن به کدوم جواب بدن

10. هميشه سر به زيرن اصلا به غريبه ها نگاه نمي کنن (کاش فقط نگاه بود )

11. بعد ازدواج تازه مي فهمن حروم شدن تفلي ها خونه بابا شون همه چي داشتن

12. چشماشون رو اصلا لنز نمي زارن رنگش مادر زادي
سبز و آبيه و خاکستري بنفش وزرد و قرمز

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در یکشنبه 23 دی1386 و ساعت 1:35 |
تصاویر جالب از جوادث جالب

 

برای دیدن این تصاویر زیبا و خنده دار به ادامه مطلب سر بزنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ایلیا در یکشنبه 23 دی1386 و ساعت 1:29 |
 
سال 2007 مانند سالهاي گذشته، پر بود از اتفاقات تلخ و شيرين، جنجال و شايعه. خبر ساختن فيلمي از زندگي محمود احمدي نژاد، رييس جمهور ايران، توسط اليور استون، كارگردان مشهور آمريكايي، مدتها بر سر زبانها بود. هر چند كه ايده ساختن چنين فيلمي با مخالفت نزديكان رييس جمهور قرار گرفت اما صحت اصل اين خبر هيچوقت از طرف اليور استون تأييد نشد.
نگاهي به بعضي از خبرسازترين اتفاقات و رويدادهاي سينمايي سال گذشته در اين روزهاي پاياني سال خالي از لطف نيست
 
به ادامه مطلب سر بزنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ایلیا در یکشنبه 23 دی1386 و ساعت 0:3 |

1- محمدرضا گلزار --- BMW

2-
محمدرضا شریفی نیا --- زانتیا و سیناد

3-
تهمینه میلانی --? پرادو

4-
مسعود ده نمکی --? پژو 206

5-
پرویز پرستویی ?-- پرشیا

6-
بهرام رادان --? لندکروزر

7-
پوریا پورسرخ --? پاترول

8-
علی لهراسبی --? پرادو

9-
کامبیز دیرباز ?-- کوراندو

10-
محمد اصفهانی --? تویوتا کمری و سوناتا و پژو 405

11-
سید جواد هاشمی --? آزرا

12-
فیروز کریمی ?-- آزرا

13-
امین حیایی ?-- رنج رور

14-
نفیسه روشن ?-- رنو PK

15-
حسین رضازاده ?-- ماکسیما

16-
رضا رشیدپور --? تویوتا کمری

17-
محمدرضا فروتن --? پژو 206

18-
نیکی کریمی ?-- پاترول

19-
شهاب حسینی --? ریو

20-
محمود شهریاری --? ماکیسما و ماتیز

21-
طناز طباطبایی --? اپل کورسا

22-
امین تارخ --? پرادو

23-
مهدی سلوکی ?-- پرشیا

24-
حمید گودرزی --? سانتافه

25-
حسن پورشیرازی ?-- مگان

26-
حامد کمیلی ?-- پاترول

27-
حمیدرضا پگاه ?-- پژو 206

28-
حسین رفیعی ?-- رونیز

29-
رضا صادقی --- پژو 206

30-
سعید راد --- کوراندو

31-
زیبا بروفه --- پژو 206

32-
حسن جوهرچی --- پژو 206

34-
علی نصیریان --? ورنا

35-
پانته آ بهرام --- پراید

36-
مریلا زارعی --- سمند

37-
رضا کیانیان --- پاترول

38-
کاوه سماک باشی --- پرشیا

39-
امیر نوری --- پرشیا

40-
ابوالفضل پورعرب --- پرشیا

41-
امیر تاجیک --- زانتیا

42-
جواد رضویان --- سوزوکی و پژو 206

43-
رامتین خداپناهی --- پژو 206

44-
امیر جعفری --- پرادو

45-
مجتبی کبیری --- پرشیا

46-
علیرضا دبیر --- پژو 206

47-
علی دایی --- بنز و پرادو

48-
نیوشا ضیغمی --- پژو 206

49-
باران کوثری --- سمند

50-
احسان خواجه امیری --- مزدا 323

51-
شاهین آرین --? سوناتا

52-
اشکان خطیبی --- پژو 206

53-
حمید لولایی --- دوو سی یلو

54-
مهران مدیری --- پرادو

55-
حمید عسگری --- GEN2


56-
بروز ارجمند --- مزدا 323

57-
مسعود روشن پژوه --- پرادو

58-
حسام الدین سراج --- پژو 206

59-
بهروز افخمی --? پژو 405

60-
احمدرضادرویش --- پژو 405

61-
محمد سلوکی --- پژو 405

62-
احسان علیخانی --- پژو 405

63-
مسعود کیمیایی --- مرسدس

64-
مجید اخشابی --- پرشیا

65-
قاسم اقشار --- ماکسیما

66-
جمشید مشایخی --- پژو 405

67-
رضا عطاران --- پژو 206

68-
مجید صالحی ?-- پرشیا

69-
محمد نصرتی --? ماکسیما

70-
ایرج نوذری ?-- پژو 206

71-
مریم کاویانی --- پژو 206

72-
علیرضا نیکبخت واحدی --- BMW

73-
نگار فروزنده --- دوو سی یلو

74-
شیث رضایی --- بنز

75-
سپند امیرسلیمانی --- پژو 206

76-
عاطفه نوری --- ماتیز

77-
مهسا کرامتی --- پراید

78-
مهدی مقدم--- دوو سی یلو

79-
عبدالرضا اکبری --- پژو 206

80-
علیرضا خمسه --- مزدا 323

81-
عادل فردوسی پور --- زانتیا

82-
گلشیفته فراهانی --- پرادو

83-
بهزاد فراهانی --- پژو 405

84-
جهانگیر کوثری --- پرشیا

85-
رخشان بنی اعتماد --- ماتیز

86-
مهتاب کرامتی --- پژو 206

87-
اکبر عبدی --- گل

88-
سیروس مقدم --- پژو 206

89-
حسین یاری --- تویوتا کمری

90-
خسرو شکیبایی --- پژو 206

91-
آرام جعفری --- پژو 206

92-
یکتا ناصر --- پژو 206

93-
حسام نواب صفوی --- مگان

94-
مهدی امینی خواه --- پژو 206

95-
فرزانه کابلی --- پژو 206

96-
لیلا اوتادی --- دوو سی یلو

97-
حمید ماهی صفت --- اپل کورسا

98-
فرزاد حسنی --- ماشین ندارد

99-
افشین قطبی --- سوزوکی

100-
ناصر حجازی --- سوزوکی

101-
علی پروین --- ماکسیما

102-
امیر قلعه نوعی --- بنز و پژو 405

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در شنبه 22 دی1386 و ساعت 1:34 |

عکسهای جالب هنری 

برای دیدنش به ادامه مطلب سر بزنید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ایلیا در شنبه 22 دی1386 و ساعت 1:26 |
فرهنگ لغت آقایان
 
 

براي من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه


يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره

.اين يه كار، مردونه است
يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني

ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟
يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست

چه فكر خوبي !
يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .

بله عزيزم يا حتما حتما
يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده

زنم منو درك نميكنه !
يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده

.ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم
يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد

من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم .
يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده

دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه.
يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني

كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي!
يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم

چه جالب!
يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني

عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره !!
يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم

اين واقعا" فيلم خوبيه !
يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه

اين يه كار زنونه است!!
يعني : اين كار سخت كثيف و بي جيره و مواجب است

با من ازدواج مي كني؟
يعني : رخت چركهام تلنبار شده و كسي نيست دكمه هاي پيرهنم رو بدوزه

تو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم!
يعني : من شعري رو كه كلاس سوم ابتدايي خوندم از حفظم نمره ماشينم رو كه سالها پيش فروختم ازبرم و ... اما تاريخ تولد تو رو يادم رفته

من براي اين كارم دليل دارم !!
يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم

منظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟
يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟

دلم برات تنگ شده!!
...يعني : نمي تونم جورابامو پيدا كنم. بچه ها گشنشونه و

ما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم!!
يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند

 

 
+ نوشته شده توسط ایلیا در شنبه 22 دی1386 و ساعت 0:26 |