روز هاي برفي
وقتي كه از خواب بيدار مي شي يه دفعه بيرون رو نگاه مي كني مي بيني همه جا سفيد شده يه احساس خوبي بهت دست مي ده دوست داري يه نگاه به بخاري بندازي يا دماي هواي خونه حس كني به بيني كه گرمه وقتي دوباره بيرون رو نگاه مي كني يه احساس امنيت مي كني از اينه تو خونه اي ..
خيلي چيزا تو برف زيبا تر به نظر ميان ... آدم دوست داره تو برف تازه دست نخورده قدم بزنه را بره هميشه دوست داشتيم جايي بريم تو برف كه رد پايي توش نباشه ، خالي از اثر باشه اين لذت بخش تره تا اين كه پات رو جاي پايي ديگري بذاري ..
لحظات دوست داشتنيه كه برف زيز كفشات قرچ قرچ مي كنه و رد پات رو برف مي مونه شده به عقبت كنگاه كني به بيني رد پات چه جوريه بزرگ كوچيكه ....
هميشه دوست داشتم كفشي بگيرم كه كفيش جالب باشه برام آرم خاصي داشته باشه كه وقتي روي برف راه ميرم جاي باحالي از خودش رو برف بذاره . اين هم براي من خيلي سرگرم كننده بود ولي امروزه ديگه به اين احميت نمي دم بيشتر دوست دارم رد پام جايي بمونه كه ماندگار باشه نه مثل برف آب شدني باشه


