و اما عشق از نگاه افراد مختلف جامعه :
عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفهای بی ناموسی زدی
(جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانان را به راه راست هدایت کند )
ـ عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ی عاشقانه : آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوست دارم)
ـ عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ی ما عشق .. نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم ...)
ـ عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقی
( جمله ی عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی)
ـ عشق از دید یک دختر دانش آموز کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی، بغلم میکردی ، سرمو میزاشتی رو شونه هات
( جمله ی عاشقانه : دوست دارم عزیزم )
ـ عشق از دید مادر بزرگ : این حرفهای بد رو نزن ، راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانوم و با کمالاتیه ، تازه تحصیل کرده هم هست
(جمله ی عاشقانه : بریم خواستگاری)
ـ عشق از دید ... (خودتون میفهمید از دید کی ) : عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه ی عمل کردن دماغمو نمیدی ... ، واسه ناهار بریم سورنتو، سالی با دوستش هم قراره بیاد ، دوست سالی واسش یه ماتیز خریده ( به قول بعضی ها دوو منگل) تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم حتی یه پراید بخری
(جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام و ... راستی دوست هم دارم)
ـ عشق از دید کسی که باراوله که عاشق میشه :عزیزم باور کن حتی یک لحضه بدون تو نمیتونم زندگی کنم، تو واسم همه دنیایی
( جمله ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوست دارم )
ـ عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوست دارم ، باور کن به خاطر تو شبها با پای برهنه میخوابم
( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم )
ـ عشق از دید یک راننده : "رادیات عشق من از برایت جوش آمده" ،" باور نداری بر آمپرم بنگر"
( جمله ی عاشقانه : عزیزم دوست دارم... بو بو بوغ )
ـ عشق از دید دختر دم بخت : آه خدا یعنی میشه بیاد خواستگاریم ...
(جمله ی عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت میکنم بیاد خواستگاریم )
ـ عشق از دید ارازل و اوباش : عشق .. سیخی چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالی نداری ...
( جمله ی عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بیا بالا خوش میگذره )
ـ عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده : عشق یعنی کشک
( جمله ی عاشقانه : برو کشکتو بساب )
می دانستید که؟ حافظهی ماهی قرمز فقط 3 ثانیه است. وزن یک فیل از وزن زبان
یک نهنگ آبی (وال) کمتر است. یک حلزون میتواند به مدت 3 سال بخوابد. بوفالو
کوررنگ است (یعنی رنگ قرمز با آبی برایش فرقی ندارد). سگها و گربهها هم راست
دست و چپ دست هستند. امکان ندارد بتوانید با چشمان باز عطسه کنید. هیچ کاغذی را
نمی توان بیشتر از3 بار تا زد. اگر در هنگام پیاز خرد کردن آدامس بجوید از چشمانتان
اشک نمیآید. فقط پشههای ماده نیش می زنن.
تاريخچه عيد نوروز:
جشن نوروز از آيينهاي باستاني و ملي ايرانيان ميباشد. جزئيات چگونگي اين جشن تا پيش از دوره هخامنشيان بر ما پوشيده است. در اوستا نيز هيچ اشارهاي به اين جشن نشده است. همچنين از ديد مذهب و باورهاي ديني ايرانيان باستان در ارتباط با اين جشن اطلاعاتي در دست نيست. اگرچه مطالبي کلي در تعداد اندکي از کتابهاي نوشته شده در روزگار ساسانيان درباره جشن نوروز وجود دارد.
با استناد بر نوشتههاي بابليها، شاهان هخامنشي در طول جشن نوروز در ايوان کاخ خود نشسته و نمايندگاني را از استانهاي گوناکون که پيشکشهايي نفيس همراه خود براي شاهان آورده بودند ميپذيرفتند. گفته شده که داريوش کبير، يکي از شاهان هخامنشي ، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدايان بزرگ بابليان بود ديدن ميکرد.
همچنين پارتيان و ساسانيان همه ساله نوروز را را با برپايي مراسم و تشريفات خاصي جشن ميگرفتند. صبح نوروز شاه جامه ويژه خود را پوشيده و به تنهايي وارد کاخ ميشد. سپس کسي که به خوش قدمي شناخته شده بود وارد ميشد. و سپس والامقامترين موبد در حالي که همراه خود فنجان، حلقه و سکههايي همه از جنس زر، شمشير، تير و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حين زمزمه دعا وارد کاخ ميشد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفي منظم وارد کاخ شده و هداياي خود را تقديم شاه ميکردند. شاه پيشکشهاي نفيس را به خزانه فرستاده و باقي هدايا را ميان حاضران پخش ميکرد. دو روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهاي گلي در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گياه مختلف بر بالاي هريک از آنها کاشته ميشد. در روز ششم نوروز، گياهان تازه روييده شده بر بالاي ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ ميپاشيدند و تا روز ?? فروردين که به آن روز مهر ميگفتند، آنها را برنمي داشتند.
نوروز در آيات و روايات:
در كتاب شريف بحارالانوار مرحوم مجلسي رحمهالله درباره عيدنوروز روايات متعددي وجود دارد ، از امام صادق (ع) نقل شده است كه به معلي بن خنيس فرمودند:اي معلي! همانا نوروز روزي است كه پروردگار جهان از بندگانش پيمان گرفت كه او را پرستش كنند، به او شرك نورزند و به پيامبران و امامان (ع) ايمان بياورند، نوروز اولين روزي است كه خورشيد در آن طلوع كرد و بادهاي ناگهاني وزيدن گرفت و ستاره زمين در چنين روزي ايجاد شد، روزي است كه علي (ع) در نهروان پيروز شد و گلهاي زمين در آن روز خلق شد، در چنين روزي كشتي حضرت نوح (ع) بر كوه جودي نشست، همان روزي كه جبرئيل بر پيامبر(ص) نازل شد، همان روزي كه ابراهيم (ع) بتها را شكست، روزي كه پيامبر (ص) علي (ع) را بر دوش خود حمل كرد تا بتهاي قريش را سرنگون كند و در چنين روزي است كه حضرت مهدي (عج ) ظهور خواهد كرد
آيينهاي نوروزي:
خانهتکاني
خانهتکاني از ديگر آئينهاي نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکاني شروع ميشود. در اين آئين، همه وسايل خانه گردگيري و شستشو ميشود و پاک و پاکيزه ميگردد.
چنان زواياي خانه را ميروبند که اگر تا يک سال ديگر هم آن زوايا از چشم خانم خانه پنهان بماند يا فرصت پاکيزه سازي آنها به دست نيايد، قابل تحمل باشد.
وسواس براي اين پاکيزه سازي تا به حدي است که در و ديوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال يکبار نقاشي ميشود.
پس از خانه تکاني، نوبت سبزه کاشتن ميشود. مادران حدود يک هفته مانده به نوروز، مقداري گندم و عدس و ماش و شاهي در ظرفهايي زيبا ميريزند و خيس ميدهند تا آهسته آهسته برويد و براي سفره نوروزي آماده گردد.
کارت شادباش
کاري که پس از شکل گيري روشهاي جديد ارتباطي مانند نامهنگاري، يا شکل جديدتر آن نامههاي الکترونيکي رواج يافته، ارسال کارت شادباش است؛ يک هفته پيش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارتهاي شادباش فرا ميرسد، فرستادن کارت شادباش براي همه دوستان و آشنايان، و اقوامي که در ديگر کشورها يا شهرها زندگي ميکنند، البته کاري پسنديده است، امروزه و بعد از رواج تلفن بيشتر به يک تلفن براي گفتن تبريک سال نو پس از تحويل سال بسنده ميکنند.
ديد و بازديد
ديد و بازديد رفتن تا پايان روز ?? فروردين ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به ديدن اقوام نزديک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن يا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائي و... ميروند.
روزهاي بعد نوبت اقوام دورتر فرا ميرسد و سر فرصت به ديگر اقوام و دوستان سر ميزنند و ديدارها تازه ميکنند. حتي اگر کساني در طول سال به علت کدورتهايي که پيش آمده از احوال پرسي يکديگر سر باز زده باشند، اين روزها را فرصت مغتنمي براي رفع کدورت ميشمارند و راه آشتي و دوستي در پيش ميگيرند.
مسافرت نوروزي
از آنجا که مدارس در ايام نوروز تا ?? فروردين تعطيل است، فرصت خوبي براي سفر کردن به دست ميآيد. پس گروه کثيري از مردم به شهرهاي ديگر و نقاط خوش آب و هوا ي کشور که در ايام نوروز از آب و هواي معتدل برخوردار است، سفر ميکنند. اما اين سفرها نيز خالي از ديد و بازديد نيست. مردم به ديدار يکديگر ميروند و ديگران را به شام و ناهار دعوت ميکنند. سفرهاي زيارتي نيز که از ديرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به اين معني که عده زيادي شب عيد به قم يا مشهد ميروند و پس از يکي دو روز به خانه و کاشانه خود باز ميگردند.
ديگر آيين ها:
آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بيش از امروز بوده است.
تا چند دهه پيش در برخي نواحي ايران، نوروزي خواني مرسوم بوده است. در گيلان و مازندران و آذربايجان، از حدود يک ماه پيش از فرارسيدن نوروز، کساني در روستاها راه ميافتادند و اشعاري در باره نوروز ميخواندند. اشعاري که بنا بر تعلقات مذهبي شيعيان با مضامين مذهبي آميخته بود و ترجيع بند آن چنين بود:
باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهيد بر دوستان، ...
اين پيکهاي نوروزي در مقابل نوروزي خواني از مردم پول يا کالا ميگرفتند و سورسات نوروزي خود را جور ميکردند.
تا چهل پنجاه سال پيش به راه انداختن «مير نوروزي» نيز يکي از آئينهاي رايج بوده است. داستان مير نوروزي اين است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروايي شهر را به فردي از پائينترين قشرهاي اجتماعي ميسپردند و او نيز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب ميکرد و فرمانهاي شداد و غلاظ عليه ثروتمندان و قدرتمندان ميداد.
آنها نيز در اين پنج روز حکم او را کم و بيش مطاع ميدانستند و تنها در موارد پولي به چانه زدن ميپرداختند. پس از آن پنج روز نيز مير نوروزي مطابق سنت از مجازات معاف بود و هيچ کس از او بازخواست نميکرد که چرا در آن مدت پنج روز چنين و چنان کرده است.
حافظ در اين بيت به عمر کوتاه آدمي، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت مير نوروزي اشاره دارد:
سخن در پرده ميگويم چو گل از غنچه بيرون آي که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي
فلسفه هفت سین
به طور مقدمه بايد دانست که عدد "هفت" نزد ايرانيان قديم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه يعني « زهره ، مشتري ، عطاد ، زحل ، مريخ ، زمين و خورشيد » عدد هفت را گرامي مي داشتند. نياکان ما که زرتشتي بودند ، اعتقاد داشتند که عقل مقدس يعني " اهورامزدا " که به او "سپند مينو" نيز مي گفتند ، شش وزير بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد که يعني مقدسان جاويدان و اين شش امشاسپند با "سپندمينو" تشکيل (هفت سپند) مي دهند.
علت اين که هفت سين به راستي هفت سين است ، اشاره به هفت "امشاسپند" است و چون کلمه "سپند" با سين شروع مي شده ، روي اين اصل به علامت آن هفت مقدس جاوداني ، چيزهائي در نظر گرفته شده که هم با حرف سين شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند.
عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف:
-عدد هفت در قديم :
مردم بابل عدد هفت را مقدس مي شمردند ، طبقات آسمان و زمين و سيارات هفت بوده است ، ايام هفته هفت روز است.
-هفت از نظر مذاهب:
به عقيده هنديها در آئين برهما انسان هفت بار مي ميرد .
عروس و داماد بايد هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم مي خورند ، در آئين زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگير تا نسلي بر جهان بماند.
-هفت در آئين مسيح:
هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسيح در انجيل ذکر کرده است ، در انجيل از هفت روح پليد صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتوليک ، هفت نوع شادي و هفت غسل تعميد وجود دارد.
-هفت در اسلام:
آسمان هفت طبقه دارد. فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را ديد که گفتند هفت سال خشکسالي و هفت سال فراواني مي شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلي هفت عدد است . پيش از اسلام در بين اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامي نيز چنين است . هفت نفر قاري قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشياء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نيز مذکور است .
-هفت در تصوف:
هفت وادي سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2) عشق ، 3) معرفت ، 4) استغنا ، 5) توحيد ، 6) حيرت ، 7)فنا ، مولوي مي گويد:
هفت شهر عشق را عطار گشت ......... ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم
-هفت در تاريخ :
همراهان داريوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالاي آرامگاه داريوش ، هفت نقش ملاحظه مي شود . جنگهاي هفت ساله در زمان لوئي 11 واقع شد. اژدهاي هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبديل شدند و هفت خوان رستم و اسفنديار معروف است.
معابد هفت طبقه:
در بابل و آشور هر معبدي هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام يکي از سيارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سيمين، سفيد، سياه، ارغواني، آبي و سبز.( حصار اکباتان هفت ديوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.
-سفره هفت سين:
در کشورهاي مختلف هفت سينهاي متفاوتي پهن ميشود، حتي در برخي از نقاط ايران و ديگر کشورها به جاي هفت سين، هفت شين پهن ميکنند، سفره هفت سيني که امروزه بيشتر مرسوم است داري هفت مورد از چيزهاي مانند:
• سبزه : نماد خرمي و نو زيستي
• سرکه : نماد شادي ( ميوه درخت تاک در ايران ميوه شادي خوانده ميشد (
• سمنو : نماد خير و برکت
• سيب : نماد مهر و مهرورزي
• سير : نگهبان سفره . در اکثر فرهنگ هاي آريائي براي سير نقش محافظت کننده از شر قائل بودند
• سماق: نماد مزه زندگي
• سنجد : نماد حيات و بزر حيات
• سپند : اسفند
در سفره مرسوم است، ميوه، گل، شيرينيهاي سنتي، ماهي قرمز، سبزي خوردن، کتاب آسماني، ديوان شاعران و آينه، قرار دهند.
هرچند هم اکنون و با وجود بین المللی نبودن اینترنت نیز، محیط سایبر به فعالیت خویش مشغول است لیکن کارشناسان، متخصصان و اهالی حقوق در تلاشی گسترده می کوشند تا اصول کلی را برای اینترنت طراحی کنند. این اصول از چند جهت حائز اهمیت است. اولاً این که برای آشنایی بیشتر با این محیط می توان به سراغ این اصول رفت و با توجه به آنها شناخت بیشتری را از واقعیت های محیط وب به دست آورد. از سوی دیگر شناخت آنها می تواند تأثیر بسزایی در قانونگذاری و ایجاد قواعد حقوقی داشته باشد چرا که برای صحت و سلامت یک قانونگذاری یکی از اصولی ترین قدم ها شناخت اصول حاکم بر این پدیده است. در این فرصت می خواهیم با توجه به نظرات کارشناسان امر اصول و قواعد حقوقی حاکم بر اینترنت را معرفی کنیم.*
۱) اصل آزادی دسترسی به اطلاعات
«وینتون سرف» معتقد است از آنجا که اینترنت به شکل آزاد و باز شکل گرفته است، باید همچنان به همان صورت باقی بماند. آنچه مشخص است کارشناسان تلاش فراوانی به خرج می دهند تا از نفوذ دولت ها در عرصه مدیریت اینترنت جلوگیری کنند ولی آنچه مشخص است این است که حتی اگر در این راه موفق نباشند مطمئناً نخواهند گذاشت اصل آزادی دسترسی به اطلاعات مورد خدشه واقع شود. البته ذکر این نکته نیز خالی از فایده نخواهد بود که این اصل با یکسری چالش هایی مواجه است. برای مثال آمار و ارقام درباره کاربران اروپایی و آمریکایی اینترنت در مقایسه با کاربران آفریقایی، وضع وحشتناکی را به نمایش می گذارد. از سوی دیگر و از آنجا که قریب به ۷۰ درصد اینترنت با زبان انگلیسی نگاشته شده می توان تصور کرد که تا چه اندازه متکلمان به دیگر زبان ها توان استفاده از آن را خواهند داشت.
۲) اصل تخصصی بودن اداره اینترنت
دانشمندان معتقدند دولت ها قادر به اداره اینترنت نیستند. زیرا این مسأله یک امر کاملاً تخصصی است. هرچند کارهایی که امروزه به اینترنت سپرده شده لزوم بین المللی شدن اداره آن را افزایش داده است لیکن حتی دولت ها نیز بر این باورند که نمی توان بدون مبنا قرار دادن فعالیت های تخصصی، اداره کرد فعالی را برای آن پیش بینی کرد. البته عده ای نظر جالب تری دارند. آنها معتقدند باید مدیریت از آیکان سلب نشود، بلکه مدیریت خود آنان از دست ایالات متحده خارج و به یک ارگان بین المللی سپرده شود.
۳) همیشه در دسترس بودن و پاسخگویی به همه
اینترنت به شکلی طراحی شده است که امکان تعطیلی برای آن وجود نداشته باشد، به عبارت دیگر فعالیت مادام العمر به عنوان مبنای کار آن به شمار می رود. علاوه بر آن امکانات لازم برای دستیابی به اینترنت برای همه مردم به صورت یکسان وجود داشته و به عبارتی سهل الوصول ترین راه برای دستیابی به اطلاعات به شمار می رود. این اصل نتیجه عملی اصل اول یعنی آزادی دسترسی به اطلاعات به شمار می آید و نقطه دیگر همین واقعیت است.
اگر تصور کنیم همه باید بتوانند به طور آزاد به اطلاعات دسترسی پیدا کنند باید پذیرفت که این اطلاعات باید همیشه در دسترس بوده و هیچ فرقی میان کسانی که علاقه به داشتن این آگاهی ها داشته باشند به وجود نیاید. این یک اصل مترقی است که هیچ دانشگاه یا کلاس درسی قادر نیست به طور شبانه روزی در خدمت دانشجویان خویش قرار گرفته و هیچ محدودیتی هم در پذیرش دانشجو قائل نشود. از سوی دیگر این توانایی خود ناشی از محیط دیجیتالی است که رایانه آن را در اختیار اینترنت قرار داده است.
۴) اصل تمرکززدایی و عدم امکان اخراج:
تمرکززدایی در محیط سایبر به این معناست که هیچ کس نمی تواند با به تعطیلی کشاندن یک رایانه خاص، اینترنت جهانی را خاموش کند. طراحان اینترنت سعی کرده اند اوضاع به شکلی پیش رود که اگر یک قسمت از مراکز مدیریت اینترنت خراب شد مراکز دیگر وظایف آن را به عهده گیرند. این مسأله بر امکان دوام شبکه می افزاید. مسأله بعد عدم امکان اخراج هیچ کاربر به وسیله هر یک از مراجع موجود است. البته این تا زمانی است که کسی به سوءاستفاده هایی که قانون آنها را منع کرده دست نزده باشد. در غیر این صورت تا هر وقت، هر کس با هر عقیده ای می تواند در محیط اینترنت باقی بماند و علاوه بر کسب اطلاعات و دانایی به بسط و گسترش عقاید خویش بپردازد. این امکان که یک پلیس یا نیروی انتظامات در شبکه وجود داشته باشد هرچند به راحتی می تواند فراهم شود لیکن با اصل عدم امکان اخراج سازگاری ندارد. بسیاری از اتاق های گفت وگو برای رعایت اصول خود به این راه حل متوسل می شوند لیکن اصل اساسی در اینترنت عدم توسل به چنین حربه ای است.
۵)اصل تقویت نوآوری و خلاقیت با تکیه بر داوطلبانه بودن
وینتون سرف که از او به عنوان یکی از پدران اینترنت نام برده می شود معتقد است هرچند قواعد استفاده از اینترنت کمتر توسعه یافته است لیکن مشکل زمانی به وجود خواهد آمد که نوآوری و آزادی خلاقیت که دراینترنت به عنوان اصل و پایه مورد شناسایی قرار گرفته است مورد خدشه واقع شود.
اینترنت همواره محیطی راخلق کرده که همگان می توانند با تکیه بر توانایی ها و استعدادهای خود دست به ابداع و خلاقیت بزنند لیکن این هراس وجود دارد که اگر مدیران آن ابرقدرت ها باشند به نحوی جلوی این مسأله گرفته شود. جان پوستل یکی از پیشگامان عرصه اینترنت نیز معتقد است بزرگترین ویژگی مدیریتی اینترنت داوطلبانه بودن مدیریت در آن است. از آنجا که خلاقیت به طور آزاد در حال گسترش است هر لحظه می توان متفکران و نوآوران خلاقی را تصور کرد که می توانند راه حل های بهتری را برای اداره اینترنت پیشنهاد دهند. از این رو به قول جان پوستل لازم است تا مسیری آزاد برای اداره و مدیریت آن در نظر گرفته شود تاهرکس پیشنهاد بهتری ارائه داد بتوان از آن نیز سود جست.
۶) اصل اجتماعی
مولر معتقد است یکی از اصول اساسی اینترنت قوانین اجتماعی حاکم برآن است. او با برگزیدن این لفظ قصد دارد هویت پیچیده و سازماندهی شده اجتماعی و مسئولیت فوق العاده را که در آن ایجاد شده نشان دهد.
۷) کنسانسوس
برای این که قانونی اجرا شود لازم است میزان قابل قبولی از اطراف ذی نفع آن درحقوق بین المللی نسبت به آن نظر مساعدی داشته باشند. کنسانسوس یکی از روش های تقبل یک قاعده یا یک خط مشی است دراین روش نه تنها یک عده خاص و یک اکثریت مورد قبول، بلکه همه افراد ذی نسبت به قبول یا رد آن اظهار نظر می کنند. اینجا رأی گیری به صورت ورقه ای یا هر راه دیگر دیگر معنی نمی یابد، بلکه حالتی ایجاد می شود که همه در میان خود به یک نظر مثبت درباره قضیه ای واقف می شوند. برای مثال اصل عدم توسل به زور را می توان قاعده ای دانست که در زمان تصویب منشور به طور اجماع مورد توافق همه کشورها بوده است. این مسأله در قضیه هدایت یک واحد و مدیریت آن به مراتب نمود بیشتری می یابد.
۸) اصل توزیع صحیح قدرت
دراینترنت مسأله تخصص جایگاه ویژه ای دارد. درصورتی که مدیریت در آن به صورت صحیح تقسیم نشود یا به قول معروف کار به کاردان سپرده نشود مشکل به وجود خواهدآمد.
به عبارت دیگر مسأله اصلی و اساسی درباره حاکمیت بر اینترنت توزیع صحیح قدرت است. آیکان هم اکنون دقیقاً دست به همین کار زده است. اگر قرار باشدمدیریت وب به صورت سیاسی صرف درآید و مسائل فنی و تخصصی از نظر دور نگاه داشته شود مطمئناً آثار زیانبار انتقال قدرت از آیکان به یک نظام بین المللی نمود پیدا خواهدکرد. در اینجا می توان سابقه نهادهایی چون Itv،اتحادیه بین المللی پست یا سازمان بین المللی انرژی اتمی را مثال زد که هرچند نهادهای تخصصی به شمار می روند لیکن در زمینه هایی که نتوانسته اند بی طرفی خود را به طور کامل حفظ کنند منشأ بلایای حقوقی زیادی بوده اند.
۹) اصل توجه به تنوع فرهنگی
این اصل از جمله اصولی است که هرچند به وسیله مؤسسان اینترنت موردتوجه بوده لیکن قویاً مورد بی رحمی قرار گرفته است. متأسفانه هم اکنون اینترنت عملکردی دقیقاً مقابل این اصل برجای گذاشته است و به جای دقت به آن، زمینه ای فراهم شده تا فرهنگ غرب بسط و گسترش یابد. مردمان دیگر فرهنگ ها اولاً امکان دسترسی مناسب به اینترنت را ندارند. ثانیاً در صورت دسترسی قادر نیستند چیزی حدود ۷۰ درصد آن را مورد استفاده قرار دهند مگر آن که به زبان انگلیسی آشنایی داشته باشند. حتی اگر این آشنایی نیز وجود داشت فرهنگ غرب قبل از دانایی های مدنظر به سراغ مردم دیگر تمدن ها خواهد رفت و این نقطه مقابل اصل توجه به تنوع فرهنگی است. در اینجاست که بین المللی شدن مدیریت اینترنت می تواند تأثیر بسزایی بر این اصل و نتایج آن داشته باشد.
این اصول از سبک و نحوه مدیریت فعلی و تفکرات حاکم براجلاس های جهانی در باره اعمال حاکمیت بین المللی بر اینترنت استنتاج شده است.
مهدی صمدی
روزنامه ایران

