نكاتی برای خرید چاپگر
چاپگر یكی از تجهیزات جانبی كامپیوتر است كه در انواع مختلفی چون لیزری، جوهرافشان، سوزنی، چندكاره، فروشگاهی، بانكی و ... در بازار موجود است و برحسب نوع، مارك و قابلیتهایی كه دارند از قیمتهای مختلفی برخوردارند.
انتخاب این كالا نیز بستگی به نوع و نحوه مصرف كاربران دارد.
به عبارتی یك كاربر هنگام خرید چاپگر در وهله اول باید مشخص كند چاپگر را با چه هدفی و برای انجام چه كاری و با چه حجمی تهیه میكند.
یكی از فروشندگان چاپگر میگوید: به طور كلی هنگام خرید یك چاپگر باید به عواملی چون دقت چاپ (RESOULUTION)، سرعت چاپ، كیفیت چاپ، ویژگیهای جانبی چاپگر توجه شود. وی میگوید: امروزه اكثر چاپگرها از دقت چاپ استانداردی معادل 600×600 نقطه در اینچ پشتیبانی میكنند كه این میزان دقت باعث به وجود آمدن تصاویری با وضوح بالا میشود.
وی میافزاید: به طور عمومی چاپگرهای جوهرافشان دقتی در حدود 1200×2400 نقطه در اینچ دارند كه این میزان دقت در مدلهای جدید به حدود 1200×4800 افزایش یافته است. وی دقت استاندارد چاپگرهای لیزری تك كاره را نیز 600×600 نقطه اینچ معرفی كرد كه چاپگرهای لیزری جدید دقتی حدود 1200×1200 نقطه در اینچ دارند.
این فروشنده در مورد سرعت چاپگر نیز میگوید: تعداد صفحاتی كه چاپگرهای جوهرافشان موجود در بازار ادعای چاپ آن را دارند، در حالت چاپ متن بین 5 تا 21 صفحه در دقیقه است، اما در تستهای انجام گرفته در چاپ متن چاپگرها در حدود 2 تا 7 صفحه را توانستند به چاپ برساند.
همچنین در چاپ صفحات گرافیكی كارخانههای سازنده ادعا كردهاند كه چاپگرها در حدود 2 تا 15 صفحه در دقیقه چاپ میكنند. ولی در تستهای انجام گرفته سرعت چاپ واقعی آنها در حدود 1 تا 3 صفحه در دقیقه است. در چاپگرهای لیزری نیز موضوع همین طور است. یك چاپگر لیزری تك رنگ، در چاپ متن قدرت چاپ 10 تا 18 برگ را در دقیقه دارد كه تقریبا نصف مقداری است كه توسط كارخانهها ادعا میشود.
چاپگرهای لیزری رنگی در چاپ تصاویر گرافیكی حدود 1 تا 4 برگ در دقیقه را به چاپ میرساند كه این مقدار چیزی در حدود یك به هشت مقداری است كه خود شركت اعلام میكند. پس همیشه نباید در خرید چاپگر فقط به مشخصاتی كه روی چاپگر نوشته شده است، اتكا كرد و باید از كسانی كه به طور عملی از آن وسیله استفاده كردهاند، سوال شود. چون بهترین بررسی استفاده از وسیله است.
این فروشنده افزود: یكی دیگر از ویژگیهایی كه در زمان خرید چاپگر باید به آن دقت كرد، كیفیت چاپ است. كیفیت چاپ بسته به نوع كارایی و مصارف كاربران متفاوت است.
اگر شما به چاپ متنهای نوشتاری با كیفیت بالا نیاز دارید، تقریبا تمام چاپگرهای رنگی و سیاه و سفید لیزری در بازار، متنهای نوشتاری را به خوبی چاپ میكنند.در چاپ تصاویر گرافیكی و عكاسی، نیز چاپگر جوهرافشان انتخاب مناسبی برای كاربران عمومی تا غیرحرفهای است.
نكتهای دیگر كه باید در خرید چاپگر به آن توجه كرد امكانات جانبی چاپگر است كه باعث تسهیل استفاده از آن در كارهای مختلف میشود.
وصف دختر زيبارويي كه جواني عاشقپيشه به او دل بسته بود و ازدواج آن دختر با يكي از خواستگارانش:
آن زمانهايي كه در سر موي بود / در محله دختري خوشروي بود دختري زيبا و ناز و دلربا / قافيه گيرم نيامد اي بابا! چشم او آبي به رنگ آسمان / هر مژه چون تير و ابرويش كمان بيني او فندقي بود و ظريف / گونهاش برجسته لپهايش لطيف لب نگو جام شراب ناب بود / گيسوانش پر ز پيچ و تاب بود گردني ناز و بلوري داشت او / خوشگلي چون او اگر ديدي بگو قد رعنايش جنيفر لوپزي / پيچ و تاب هيكل او فانتزي آنجلينا جولي از او سر نبود / از بريتني اسپيرز كمتر نبود برخي ابيات از ادب چون دور شد / بخشي از اندام وي سانسور شد! الغرض او دختري بود ايدهآل / با كمال و با جمال و اهل حال ما پسرها دائما در راه او / دختران كوچه هم بدخواه او عاشقانش در محله بيشمار / نهصدوهفتادوشش تا خواستگار از ميان سينه چاكان زياد / او به يك عاشق جواب بله داد در ميان شادي و لبخند و بوس / سيندرلاي محله شد عروس كوچ جوانك عاشقپيشه به پايتخت و بازگشت مجدد او به ولايت خويش و پيش آمدن يك سوال براي وي: بعد از آن شادي و جشن و ماچ و موچ / ما از آن شهر و محل كرديم كوچ بيخبر بودم از او من چند سال / زان بت سيمين بر زيبا جمال چند سالي آمدم من پايتخت / زندگي دور از رفيقان بود سخت زان سبب رفتم به شهر خويش باز / تا كنم يادي ز قوم و خويش باز با رفيقان دور هم گشتيم جمع / تا كم آمد قافيه گفتيم شمع! چون شنيدم من سخن از هر دري / خواستم يادي كنم از آن پري با رفيقان گفتم آن دختر چه شد؟ / دختر زيباي گلپيكر چه شد؟ پاسخ آمد آن پري مادر شده / مادر اين كودك عنتر شده! رد شد از آنجا همان دم كودكي / كودكي زشت و كثيف و كك مكي با تعجب گفتم آخر كيست اين؟ / پس چرا چون مادر خود نيست اين؟ پاسخ آن پير به سوال جوانك عاشقپيشه و نصيحت و پند و اندرز وي خطاب به ساير جوانان: ناگهان پيري صدايم را شنيد / پاسخ پرسش از او بر من رسيد گفت با من: اي جوان كنجكاو / سر در آخور كردهاي مانند گاو؟ اين قشنگيها تمامش جعلياست / اي جوان ساده ناخورده مست! مادرش هم ابتدا اينگونه بود / فاقد ابرو و مو و گونه بود بر سر بيموي خود او موي كاشت / در دهان گندهاش دندان گذاشت رنگ چشمانش نشان لنز بود / وي ژياني در لباس بنز بود بينياش ده متر در آفسايد بود / فك پايينش دومتري وايد بود! او شكم را ابتدا ساكشن نمود / بعد از آن برجستگيها را فزود اي جوان ساده و مظلوم و خام / من از آن ترسم كه افتي توي دامدل به هر خوشگل كه ميبيني نده / اي پسر اين كارها خيلي بده
پیغام گیر تلفن شعرا!
پیغام گیر حافظ :
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !
پیغام گیر سعدی:
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم
پیغام گیر فردوسی :
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب
پیغام گیر خیام:
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!
پیغام گیر منوچهری :
از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!
پیغام گیر مولانا :
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم !
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!
پیغام گیر بابا طاهر:
تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت !
پیغام گیر نیما :
چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش
پیغام گیر شاملو :
بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمیت
آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویم
تآنگاه که توانستن سرودی است
پیغام گیر سایه :
ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان
پیغام گیر فروغ :
نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
...سلامی دوباره خواهم داد

