تبليغاتX
برو بچه های آی تی 83

شما با افراد بسیاری برخورد كرده و در تماس بوده ایــد، اما اخیـرا" بـا شـخـصـی روبـرو شـده ایـد كـه احـســـاس متفاوتی نسبت به وی دارید ولی مطمئن نیستید كه او همان شخصی است كه دنبالش بوده اید. برای رسیدن به جواب خود در این قـسـمـت ۹ عـلامـتـی كـه نـشـان میدهد عاشق او شده اید را می خوانید.

 

نشانه ۹:

نمی توانید به او فكر نكنید

فكر شما سـراسـر از یـاد و انـدیـشـه او اسـت. بـی دلیـل به فـكر شـما مـی آید و از خود میپرسید  كه آیا به اندازه نصف اندازه ای كه به او فكر میكنید، او به شما فكر میكند؟ در شگفتید كه در ذهن او چه میگذرد یا حتی فكر تماس گرفتن با او به سرتان میزند (اما بدلیل ترس از نپذیرفتن او از این كار خودداری میكنید.)

اما وضعیت وخیم تر می شود. با دوسـتان خـود بیرون میروید و به چیزی در ویترین مغازه نگاه می كنید و به این می اندیشیـد كه او تـا چه اندازه به آن شیء بخصوص علاقه مند است.

اگر او آخرین چیزی است كه پیش از خواب به فكر شما می آید و اولیـن چیـزی اسـت كه بعد از بیدار شدن به ذهن شـما خطور می كند - و حتی چندین بار رویای او را دیده اید، دیگر لازم نیست ادامه این مقاله را بخوانید تا بفهمید عاشق شده اید یا نه (البته برای اطمینان بیشتر ادامه دهید.)

 

نشانه ۸:

برای او اهمیت قائلید

اگر عاشق كسی باشید، دوست دارید هـمـه چـیز درمورد او بدانید: اینكه او كیست؟ به چی فكر میكند و چه چیز او را می خنداند. به او و احساساتش واقعا" اهمیت میدهید.

اگر بفردی علاقه حقیقی داشته باشید، اگر او روز بدی داشته باشد و یا بخاطرموضوعی ناراحت باشد، شما نیز غمگین و پریشان میشوید.

 

نشانه ۷:

شخصیت و خصوصیاتش برای شما فریبنده و دلربا است

حركات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت كردن و همچنین عادتهایش در انجام كارهابرای شما  شادمانی فراوانی به دنبال خواهد داشت.

او چیزهایی می گوید كه باعث تمایزش با دیگران می شود، و شما این را دوست دارید. علتش را نمی دانید ولـی دانـسـتـنـش نـیـز بـرایـتان اهـمیتی ندارد. شما او را به همین صورتی كه هست دوست دارید.

 

نشانه ۶:

ارتباط تنگاتنگی با او دارید

شما نمی توانید عاشق كسی باشید كه با او هیچ تناسخی نداشته باشید. اگر شمـا و او در یك طول موج قرار داشته، و عقاید مشابهی دارید، این یك نشانه محكم محسوب میگردد. هم فكر بودن در مسائل گوناگون، گرفتن تصمیمات مشابه و یكسان حاكی از آن است كه میتوانید عاشق او باشید.

 

نشانه ۵:

افراد دیگر، زیاد به چشمتان نمی آیند

با اینكه ممكن است نتوانید از براندازكردن یك زن (یا مرد) زیبا كه از كنار شما رد میشود صرفه نظر كنید، هنگامیكه عاشق باشید، دیگر رادار شما برای رد یابی دیگران خوب كار نكرده و بقیه در مقایسه با فرد مورد علاقه شما جالب نخواهند بود. به علاوه مانند قبل تمایلی به گپ زدن با جنس مخالف نخواهید داشت.

به تدریج احساس خواهید كرد كه او تنها فرد مورد توجه شما در یك جمع است و كسی است كه به دنبالش بوده اید.

 

نشانه ۴:

عاشق وقت گذراندن با او هستید

این مسئله ای واضح ولی در عین حال با اهمیت است. شما به دنبال دیــدن او هستید و مهم نیست كه هر دوی شما چه كار خواهید كرد. اخیرا" قـدم زدن بـا او، زیـبا ترین راه گذراندن یك بعد از ظهر است. به علاوه وقتی كه از او دورید، آرزو می كنید كه پیش شما بود.

 

نشانه ۳:

مطابق با میل او رفتار میكنید

سعی می نماییـد با اینكه برخی از كارها مثل رفتن به كتابخانه یا نمایـشگاه برای شما خوشایند نـیسـت، ولـی بـخاطـر خـواسـتـه او بدون جبهه گیری و مخالـفـت به انجام آنها میپردازید. متوجه خواهید شـد كه خـود را با امیال و برنـامه های او وفــق داده و در موارد گوناگون همراهیش می كنید.

 

نشانه ۲:

اولویتهای دیگر، عقب نشینی میكنند

شما عادت كردید ظهر ها به باشگاه ورزشی برویـد، امـا اگـر او بـرای نـهار وقـت داشـت، ترجیح میدهید با هم به رستوران بروید. شما دیـگر مـانند گذشته آن آدم سخت كوشی نیستید كه كارهای ناتمام خود را آخر هـفـتـه ها با خودش بـه خـانه مـی آورد تـا آنـها را انجام دهد بجایش ترجیح میدهید آخر هفته خود را با او بگذرانید.

لیست كارهای روزانه كه همیشه اصرار در انجام دادن آنها داشتید، اكنون به علت با او بودن دیگر رونقی ندارد و توجهی به آن نمی شود.

 

نشانه ۱:

شما به آینده ای فكر میكنید كه او نیز جزئی از آن است

در ذهنتان با او آینده ای نامحدود دارید. این آینده فقط محدود به آخر این هفته نیمشود بلكه سالیان سال ادامه خواهد یافت. وقتی برای سفر بعدی خود برنامه ریزی میكنید، به این فكر میكنید كه برای ماه عسل با او خواهید بود. هنگامیكه برای سه ماه بعد به یك جشن عروسی دعوت میشود، با اینكه سه ماه مانده، از اكنون از او می خواهید كه همراه شما در آن مراسم شركت كند

 

چگونه می توان عشق حقیقی را تشخیص داد ؟؟

************ ********* ********* ****

شما از طریق اینترنت با کسی آشنا می شوید، هر روزی که سپری میشود خاطره های شما بیشتر و بیشتر شده و نسبت به هم علاقمند می شوید. اما چگونه می توانید تشخیص دهید که آیا واقعا عاشق شده اید یا رابطه شما تنها به دلیل یک جاذبه موقتی است؟

یک انسان در طول زنـدگی خـود به طور میانگین حداقل 4 مـرتبه عـاشق مـیشود. اما آیا واقعا هر 4 مرتبه، عشق او حقیقی است؟ ما در این قسمت علائم مربوط به عشق، احترام و ارتباط را بـاشما در میان مـی گـذاریـم تـا قـادر به تصمیم گیری باشید و تشخیص دهید که آیا فردی که با او قرار ملاقات می گذارید شخص مورد نظر شما هست یا خیر.

1- ارتباط
وجود صداقت در رابطه جزء ضروریات به شمار می رود، همچنین پیش از آنکه به کسی تعهد بدهید باید سعی کنید که در ابتدا او را به خوبی بشناسید. شما تا چه حد یکدیگر را می شناسید؟ آیا فقط در مورد مسائل جنسی با یکدیگر صحبت می کنید؟

نقاط قوت:

  • شما در مورد تمام مسائل زندگی از قبیل مال و ثروت، فرزند، چیزهایی که از آن وحشت دارید و آرزوهایتان با یکدیگر صحبت می کنید.
  • شاید با هم بحث کنید، اما در آخر به مصالحه دست پیدا می کنید.
  • در مورد احساساتتان با یکدیگر صادق و روراست هستید.

نقاط ضعف :

  • شما تنها رنگ مورد علاقه و نام مجله ای را که او می خواند، می دانید و از طرح سوالات عمیق تر پرهیز می کنید زیرا تصور می کنید که او جواب شما را نخواهد داد و یا می ترسید که پاسخ او مطابق میل شما نباشد.
  • کمتر اتفاق می افتد که احساساتتان را با یکدیگر در میان بگذارید به همین دلیل پس از گذشت مدت زمان کوتاهی هر دوی شما اظهار نا امیدی کرده و رفته رفته تنفر و رنجش جایگزین مهر و محبت می شود.
  • هیچ یک از شما حاضر به بخشیدن دیگری نیست.

2- عشق
یک رابطه سالم و یا ازدواج بدون وجود عشق برای مدت زمان زیادی دوام ندارد. آیا رابطه شما بر اساس عشق و علاقه بنا نهاده شده است یا اینکه فقط خودتان را به بازی گرفته اید؟

نقاط قوت:

  • در زمان بروز هر نوع بحرانی، بدون توجه به نتیجه کار، در کنار هم می ایستید.
  • از خود گذشتگی نشان می دهید تا بتوانید طرف مقابل خود را شاد کنید.
  • صادق و راستگو هستید و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنید.
  • از نظر عاطفی، جسمی، روحی و ذهنی با یکدیگر همخوانی دارید.
  • جدا از بحث عاشقی، دوست های خوبی نیز برای یکدیگر هستید.

نقاط ضعف:

  • در زمان بروز مشکلات هر کس راه خودش را پیش می گیرد.
  • شریک شما غیر قابل اطمینان است و نسبت به جنس مخالف خود نظر دارد.
  • تا زمانیکه نتوانید حقیقت را پیدا کنید او به شما دروغ می گوید.
  • سازگاری عاطفی و جسمی و روحی ناچیزی بین شما دو نفر وجود دارد.
  • در شرایط مختلف نسبت به شما وفادار نیست.


3- احترام

رابطه عاطفی بر اساس رفاقت، احترام و پذیرفتن یکدیگر بنا نهاده می شود. زمانیکه احترامی وجود نداشته باشد، شک و بد گمانی جایگزین اعتماد و احترام شده و به مرور زمان تنفر و بیزاری به تارو پود رابطه شما نفوذ پیدا می کنند.

نقاط قوت:

  • شما از عیوب شریک خود آگاه  هستید و برخی از اشتباهات را قبول می کنید.
  •  علایق شخصی و هویت اصلی یکدیگر را تشویق و حمایت می کنید.
  • برای گوش کردن به نقطه نظرات یکدیگر وقت می گذارید.

نقاط ضعف:

  • در مقابل دیگران از هم انتقاد می کنید.
  • شریکتان به شما اجازه نمی دهد که بر اساس علایق شخصی تان عمل کنید و همیشه کلیه رفتارهای شما را زیر نظر دارد.
  • شما دائما بر روی معیارهایی که از یکدیگر انتظار دارید مشاجره می کنید.
  • شما نمی توانید اشتباهات یکدیگر را ببخشید یا/و فراموش کنید.

از نوع ارتباط خود آگاه باشید و برخورد معقولی از خود نشان دهید. اگر نمی توانید آنرا پرورش دهید پس شاید زمان ترک آن فرارسیده باشد. اما اگر احساس می کنید که رابطه شما محکم و پا بر جاست، می توانید با کمک گرفتن از عشق دو طرفه، احترام و ارتباط آنرا مستحکم تر نمایید.

 

نه نکته ی آسان برای رمانتیک بودن ؟؟

************ *******

برای مدتها دوستان و خوانندگان با وفـای ایـن سـایـت یـك سؤال را بیش از دیگر سؤالات پـرسیده اند: چگونه میتوان رمانتیك بود؟

فكر میكنم باید بیش از هزار بـار به این سـؤال پاسـخ داده باشم، ولی گویا باز هم باید توضیح بدهم. این بار تصمیم دارم از همه تجربیات، اسرار و پیشنهاداتـی كـه در چـنـتـه دارم برایتان بنویسم و امیدوارم كه مفید واقع شوند.

همه میتوانند انجام دهند:

بسیاری از افراد بطور خدادادی دارای استعداد برای انجام رفتارهای رمانتیك می باشند. حتی بی احساس ترین انسانها نیز می توانند میز شام رمانتیكی را تدارك دیده، بدون دلیلی خاص گـل بـه خـانه آورده و یا به یكباره شروع به تحسین و تمجید از همسرشان بنمایند.

در زیر پیشنهادات ساده ای ارائه شده اند كه براحتی و بدون زحـمت بـسیـار مـی توانید همسر خود را تحت تاثیر قرار دهید. برای اینكار آماده شوید.

 

لیستی را تهیه كنید:

لیستی از مناسبتهای گوناگـون از قـبـیل تـاریخ اولیـن روزی كه همدیگر را ملاقات كردید، سالروز ازدواج و تاریخ تولد، را تهیه نمایید. در ایـن روزهـا كـمی آب و رنگ به زندگی خود دهید. غذایی مخصوص درست نمایید (و یا سـر راه از بـیـرون تـهیه كنید). برای او كارت تبریك خریده و یا نامه ای كوتاه برایش بنویسید تا بفهمد كه فراموشش نكرده اید.

 

بسلامتی او بنوشید:

هنگامی كه سر میز شمام می نشینید، بـسلامـتی هم بنوشید. حتما نباید مشروبات الكلی باشد، یك لیوان آب خـنـك یـا چـای نـیـز هـمـان كـار را انـجـام می دهد. جمله ای عاشقانه به او گفته و به سلامتی آن بنوشید.

 

جلو رفته و او را نوازش كنید:

از قدرت نوازش استفاده كرده تا خاطره ای ماندگار را برای او در طول روز باقی بـگـذاریـد. چنین چیزی نیست كه بگوییم برای بوسیـدن هنـگام خـداحافـظی و رفتـن از خـانه وقـت و نیز زمان برگشتن، وقت نداریم. همـچـنـیـن در آغـوش كشـیدن یـكـدیـگر بـعد از یك روز پردغدغه عملی در خور تقدیر است.

 

یك آلبوم عكس تهیه كنید:

همیشه عكس بگیرید. دوربـیـن خـود را فـقط برای روزهای تعطیل و مناسبت های خاص مورد استفاده قرار ندهید. آلبوم عكسی از زنـدگی روزمـره خـود ایـجاد نـمـایـید. هر دوی شما بعدها گرمی لحظات با هم بودن را هنگامی كه به آن تصاویر نگاه میكنید، تحسین خواهید كرد.

 

از چیزهای جالب نوت برداری كنید:

هر روز چیزی را برای او كنار بگذارید. یك مـقاله شنیدنی از روزنامه، لینكی در یك سایت و یا داستانی كه در محل كارتان شـنـیـده ایـد. او از ایـنـكه در طـول مـدت روز بـه فـكـرش بوده اید از شما قدر دانی خواهد كرد.

 

فكور باشید:

هر روز كاری فكورانه برای وی انـجـام دهـیـد. از درسـت كـردن یـك اسـتكان قهوه گرفته تا چسباندن یك یادداشت عاشقانه به كیف او و یا قـرار دادن شـكـلات مـورد عـلاقـه اش در كنار بالش پیش از وقت خواب. هر فردی عاشق برخورد با چیزهای غافل گیرانه رومانتیك می باشد.

 

به سر و وضع خود برسید:

بگـذاریـد شـمـا را در بـهـتـرین حالت ببیند. ایـن اشـتـبـاه اسـت كه فقط هنگام ملاقات با غریبه ها آراسته و مرتب بـاشـیم. اغـلب زنان دوست دارند همسرشان را تمیز، مرتب و در شیك ترین لباسها ببینید.

 

در مورد خلق و خوی خود با او صحبت كنید:

با او صادقانه در مورد احساسات خود صحبت كنید. اگر دچار استرس یا ناملایمات زندگی می باشید، آنها را با او مطرح كنید. همسرتان صادقت شما را تحصین نموده و وقـتـی با ناراحتی وارد منزل می شوید، آن را یك مسئله شخصی تلقی نخواهد نمود.

 

در مورد اتفاقات روز بحث كنید:

در كنار هم نشسته و اتقافاتی را كه در طی روز برایتان رخ داده، بـازگـو نـمایید. گذراندن وقت جدا از هم باعث میگردد كه بیشتر یكدیگر را تحسین نمایید...

 

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه 31 مرداد1387 و ساعت 21:5 |
اگـــه یـه روز رفتی یه جــــای دنیــــــا
واسه خودت ماشین خریدی اونجــــــا
یه چی بخر شبیه پیکـــــان بـــــــاشه
صندلیاش مدل جـــــوانـــــان بـــــاشه
وقتی کـــه پشت فـرمونش نشستی
خواستی بفهمن کـه کجایی هستی
اوّل کـــــــــار واســـــــــه جلو پنجـره
یـــــه نعل اسب عــالی یـــــادت نـره
یـــه وخ خیـــال نکن حــاجیت جـواده
اون ورِ دنیـــــــا بد نظـــر زیـــــــــاده
تسبـیـــحتــو بـــپـیـــچ دور شصـتـت
مبــــایلـــتم در آر بگیـــر تـــو دستت
رعـــــــــــــــایت حــق تقــــدم بـــده
گــــــــازو بگیر به هچکی ام را نـــده
بـا هر کی خواس جلـو بیفته لـج کن
برو جلوش فرمــونـــو فوری کــج کـن
یـه دفـه مثــل اسب وحشی رم کن
روی تـمـــوم آدمــــــارو کــــم کـــن
همیشه دوبلـه واستـا راهو سـد کن
افسر اگــــــه نبــود چراغــــو رد کـن
سبقتو هر جور کــه دلت خواس بگیر
از چپ اگـــه مشکـله از راس بگـیــر
تــــا می بیـنی را نمیرن جمـــــاعت
لایی بکش بــــــرو بــا اند ســــرعت
نذار کسی تـــــــورو معـــطـل کنــــه
هیچکی نباید بـــا تــو کـل کــل کنه
پشت چـراغ اگه جلوت واســــتـادن
چراغ که سبز شد یــهو بــــوق بـزن
تمـــوم آدمــــا بــــه جـــز تــــو خُـلن
نمیـــدونن چـــــــراغ چـــــیه مُنگُـلن
همه به جز تو دست و پــــا چُلُـفتن
بـــــوق نـــزنی مـمـکـــنه را نیــفتن
راستی کــمر بنـدتو هــیچوخ نبـند
محل نده بـــه این چیــزای چـــــرنـد
هر کی کمر بندشو بسته هــو کـن
خودت فقـــط روی شکـم ولــــو کـن
همینجوری که پشت رل نشـستی
بذار هـمه خیــال کنن کــــه بستی
گشنه شدی یه موقه پشت فرمون
یــه چی بذار تــــو دهنت بلمبــــون
دستــتو بیـــرون ببــــــر از پنجـــــره
هر چقد آشغال داری شوت کن بره
تخـمه اگـــه خوردی لُپاتـــــو پُف کن
پوستشو تـا هر جا که میره تُف کن

 

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه 31 مرداد1387 و ساعت 20:44 |
هشدار: اين يك مطلب فمنيستي است. لطفا آقايون نخونن! اگر هم خوندن هر چه زودتر خودشون رو اصلاح كنند تا وضع از اين بدتر نشده!

خانم‌ها و آقايون در شرايط مختلف چه مي‌كنند؟

هنگام عبور از خيابان

خانم‌ها

سمت راست را نگاه مي‌كنند.

سمت چپ را نگاه مي‌كنند.

از خيابان رد مي‌شوند.

آقايان

سمت راست را نگاه مي‌كنند، ماشين مي‌آيد.

فاصله ماشين با خودشان را با چشم اندازه مي‌گيرند و چون همگي راننده‌هاي قابلي هستند با سرعت وارد خيابان مي‌شوند.

راننده به شدت ترمز مي‌كند.

مرتيكه مگه كوري؟ (راننده مي‌گويد)

در حالي كه از روي ميليه‌هاي وسط خيابان مي‌پرد مي‌گويد: كور خودتي گاري چي!

بدون اينكه سمت چپ را نگاه كند مي‌دود آن سمت خيابان.

هنوز هم صداي بوق ماشين‌هايي كه به خاطر اين آقا ترمز كرده‌اند به گوش مي‌رسد..

هنگام رانندگي

خانم‌ها

بنزين را چك مي‌كنند.

روغن ماشين را چك مي‌كنند.

ترمز دستي را پايين مي‌كشند.

با سرعت مطمئنه حركت مي‌كنند.

پشت چراغ قرمزها مي‌ايستند.

به عابر پياده احترام مي‌گذارند.

آقايان

وسط راه بنزين تمام مي‌كنند.

وقتي دود از لاستيك‌هايشان بلند شد به ياد مي‌آورند كه ترمز دستي را نكشيده‌اند.

چراغ قرمز را مهمترين معضل اتلاف وقت و عمر مي‌دانند.

عابر پياده موجودي مزاحم و مختل كننده عبور و مرور است.

و از همه مهمتر: بوق مهمترين اختراع بشر بعد از برق به حساب مي‌آيد.

هنگام صرف غذا

خانم‌ها

مرتب پشت ميز مي‌نشينند.

مقدار كمي غذا مي‌كشند.

به آرامي غذا مي‌خورند.

تنها نوك قاشق را در دهان مي‌كنند.

آقايان

ته جايي كه بشقاب جا دارد غذا مي‌كشند.

به سرعت غذا را مي‌بلعند، در حالي كه قاشق را تا دسته در دهان مي‌كنند.

صداي برخورد قاشق با دندانهايشان موسيقي گوش نوازي است.

بعد از دو بار پر كردن بشقاب، بلاخره كمي سير مي‌شوند.

هنگام مهماني رفتن

خانم‌ها

لباس نو مي‌خرند.

به دقت حمام مي‌كنند. لباسهايشان را اتو مي‌كنند.

با دقت آرايش مي‌كنند.

بهترين عطر را استفاده مي‌كنند.

و بالاخره رضايت مي‌دهند كه خوشگلند!


آقايان

از يك ساعت قبل حاضرند و الان بر روي مبل خوابشان برده.

در پايان يك روز خسته كننده

خانم‌ها

بعد از اينكه ظرفها را شستند.

آشپزخانه را تي مي‌كشند.

غذاي فردا را در يخچال مي‌گذارند.

كمي مطالعه مي‌كنند.

مي‌خوابند.

آقايان

بعد از اينكه شام خوردند چاي مي‌خورند.

كمي با چشمهاي خواب آلود تلويزيون را نگاه مي‌كنند.

بعد از اينكه دو سه بار كنترل تلويزيون را دستشان به زمين افتاد.

تلويزيون را خاموش كرده و به سمت رختخواب مي‌روند و بدون آنكه روتختي را بردارند مي‌خوابن

 

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه 31 مرداد1387 و ساعت 20:29 |
معادله اول:*
 

  انسان = خوردن + خوابیدن + کار کردن + لذت بردن
  الاغ = خوردن + خوابیدن

  بنابراین:

  انسان = الاغ + کار کردن  + لذت بردن

  یا:

  انسان – لذت بردن = الاغ + کار کردن

  که بدین مفهوم است که انسانی که لذت نمی برد معادل الاغی است که کار می کند

  *معادله دوم:*

  مرد = خوردن + خوابیدن + پول درآوردن
  الاغ = خوردن + خوابیدن

  بنابراین:

  مرد = الاغ + پول درآوردن      (1)

  یا:

  مرد – پول درآوردن = الاغ

  که بدین مفهوم است که مردیکه نمی تواند پول دربیاورد مثل الاغ است.

  *معادله سوم:*

  زن = خوردن + خوابیدن + خرج کردن
  الاغ = خوردن + خوابیدن

  لذا:
  زن = الاغ + خرج کردن     (2)

  یا:
  زن – خرج کردن = الاغ

  به بیان دیگر زنی که نتواند خرج کند الاغ است

  *نتیجه: *

  از معادله 2 و 3 نتیجه می شود که:

  مردی که نمی تواند پول در بیاورد مساوی زنی است که نمی تواند خرج کند.
  بنابراین مردان با پول در آوردن اجازه نمی دهند تا زنان الاغ شوند و همینطور
  زنانی که پول خرج می کنند نمی گذارند مردانشان الاغ شوند.

   به علاوه از نتایج (1) و (2) در معادلات دو و سه خواهیم داشت:

  مرد + زن = الاغ + پول در آوردن + الاغ + خرج کردن

  و یا :

الاغ * 2

=  مرد + زن+ پول در آوردن  + خرج کردن

  که بدین مفهوم است که مرد و زن با هم اگرررررر بتونن پول در بیارن که خرج کنن ،

 

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه 31 مرداد1387 و ساعت 15:9 |

تست هوش

 

 

 

مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟

مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می

ماند؟

مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟

مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟

مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟

مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟

.

.

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید " تصور کنید که راننده اتوبوس هستید."
مسئله 2 - همه کلاغ ها ، چون آنها فقط " در شرف پرواز " هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند.( اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.)
مسئله 3 - هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( "چه تعداد " جلوی فکر کردن شما را گرفته است.)
مسئله 4 - هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید.
مسئله 5 - بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید.
مسئله 6 - یک 25 تومانی و یک 5 تومانی . به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه 5 تومانی داریم.شما با عبارت " یکی از آنها نباید … " فریب خوردید

 

 

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه 31 مرداد1387 و ساعت 14:51 |

مصارف بوس

 

مردی به همسرش این گونه نوشت:
عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.
                                                                                                       عشق تو


همسرش بعد از چند روز اینجوري جواب داد:
عزیزم از اینکه 100 بوس  برایم فرستادی نهایت تشکر را می کنم. ریز هزینه ها:

1. با شیر فروش با 2 بوس به توافق رسیدیم.
2. با معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.
3. صاحب خانه هر روز می آید و 2-3 بوس از من می گیرد.
4. با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابراین من آیتم های دیگری به او دادم.
5. سایر موارد 40 بوس.

نگران من نباش.. .هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا آخر این ماه با اون سر کنم.

 

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در دوشنبه 28 مرداد1387 و ساعت 15:39 |

منطقه1

روزها برق باشد شبها به علت برهم خوردن مجالس پارتی از ساعت 20 تا 3 صبح برق برود

منطقه 2-3

مانند بالا

منطقه 4

روزی نیم ساعت برق نباشد جهت اعمال قانون و یکنواخت سازی

منطقه 5

روز 2 ساعت به اضافه 5 ساعت تنبیه سال 1342 که منطقه به شرکت برق بدهکاربود( پرونده موجود است)

منطقه 6

صبح ها که نور کافیست برق نباشد برای شب هرکسی برق می خواهد برگه درخواست برق پر شود بخش اداری پیگیری نماید

منطقه 7

بیخود کردن برق می خواهند یک روز درمیان کافیست کسی اعتراض کرد آب شرب آن خانوار قطع شود تا عبرت سایرین گردد

منطقه 8

منزل مادر خانم بنده آنجاست همیشه برق باشد

منطقه 9

منزل خودمان آنجاست جهت رعایت عدالت فقط 20 دقیقه دم صبح برود

منطقه 10

منزل باجناق آنجاست، آنچنان برق برود و بیاید که تمام لوازم صوتی وی بسوزد تا رویش کم شود

منطقه 11

به کل برق نباشد ( دلیل خواستند گاز قطع شود)

منطقه 12-13

بچه محل های قدیم آنجا سکونت دارند عاشق فوتبال هستند شبهایی که فوتبال دارد برق باشد

منطقه 14-15-16

به علت ازدیاد اراذل برای از بین بردن پتوق ها شبها کلا برق لازم نیست

منطقه 18-19-20

روزی نیم ساعت به دلخواه شهردار مناطق

منطقه 21-22

 

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در سه شنبه 22 مرداد1387 و ساعت 16:8 |

وسط شهر یه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش، ‌زخم و می‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگزار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین!
یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی ‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی سر حال می شن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!‌ یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب می‌کنن،‌ میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک همه بیمارستانها یک چاههای زیادی حفر می کنیم!

 

روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف

را داد.  بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد. همسایه با تعجب پرسید

که دیگچه دیگر چیست؟ ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی

پذیرفت.چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ، دیگ

را به او داد و مدتی گذشت و ملا دیگ را نیاورد. همسایه برای دریافت دیگ خود را به در

خانه ی ملا رسانید و دیگ خود را درخواست کرد. اما ملا با گریه پاسخ داد که دیگ مُرد.
          همسایه با تعجب پرسید مگر دیگ می میرد؟ ملا گفت: این بار هم مانند بار قبل دیگ در

حال زاییدن بود که سر زا مرد!

 

دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
 بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن.

 

معلم تاریخ: آهای… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وایسادی و بر و بر منو نگاه میکنی بگو ببینم اسکندر مقدونی کی بود؟ طرف: نمیدونم. معلم تاریخ: کی ناصرالدین شاه را کشت؟
طرف: نمیدونم. معلم تاریخ: پس تو با این وضعت چطوری میخوای امتحان تاریخ بدی؟
طرف: من که نمیخوام امتحان بدم من اومدم بخاری کلاس را تعمیر کنم.

 

 

 

+ نوشته شده توسط ایلیا در سه شنبه 22 مرداد1387 و ساعت 16:4 |